اجتناب از جنگ با کمک به شکل گیری اندیشه جمعی
این روز ها کمتر کسی است که دل در گرو میهن داشته باشد ولی نگران و ناراحت و عصبی از آینده احتمالی که در پیش روی ایران است , نباشد. به جایی در حال پیشرفت هستیم که احتمال جنگ روز به روز زیاد تر می شود و صحبت زمین سوخته در میان است. به جز آنانی که دیر زمانی است مردم ایران را به پا خواستن در برابر حکومت دعوت می کنند,ما بقی و بخشی از حکومت نیز به طور گسترده شروع به ابراز نگرانی در مورد آینده ایران کرده اند و بدون اینکه بر راه حل نهایی یعنی بر خاستن ملت اشاره ای کرده باشند.( اینان احتمالن بدنبال بهره برداری سیاسی برای انتخابات بعدی وعبور دادن نامزد های خود از شورای نگهبان و تصاحب مجدد قدرت هستند.) روی سخن این نوشته قطعن به سمت اینان و هم پیمانانشان که در هر وضعیتی بدنبال دوختن قبایی برای خود هستند و بویی از ملت و میهن نبرده اند, نیست.(می گویم اینان بویی از میهن و ملت نبرده اند چون آنجا که در حکم نماینده ملت بودند از حقوق ملت گذشتند.)بلکه روی سخنم با آنان است که دل در گرو میهن دارند و جنگ را در پیش می بینند و خواهان بر خواستن ملت برای حل مشکلات از طریق نیروی داخلی و رسیدن به آزادی هستند.
سوال اینست که مردم ایران با وجود همه شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی از یک سو و خطر حمله نظامی از سوی دیگر, چرا بر نمی خیزند. به این مساله از زوایای مختلف می توان نگریست که یکی از آنها خرد جمعی ملت است. باید درک کرد که این خرد جمعی به چه صورت می اندیشد. شاید علت حرکت نداشتن, از این اندیشه نشات بگیرد. مردم ایران زیر بار انواع و اقسام بمباران فکری و تبلیغاتی قرار دارند و حکومت نیز تا حدی این خرد را می شناسد و برای به انحراف کشاندنش پروپگندای خود را دارد. باید کمک کرد که گره های فکری این خرد جمعی باز شده و از این پرو پگندا ها خلاص شده و به یک اندیشه مشترک برسد آنوقت خود شرایط لازم برای عمل را, می سازد.
به عنوان مثال مدتی پیش با دوستی در داخل ایران صحبت می کردم بر این باور بود که تنها راه نجات ایران حمله نظامی آمریکا است و چاره ای دیگر ندارد . وقتی علت را جویا شدم بر این باور بود که مردم فقیر و گرسنه هستند و خشن شده اند و اگر روزی ایران بدون حکومت شود , آشوب و نا امنی همه جا را فرا می گیرد و قتل و غارت پدید می آید, پس بهتر است که این حکومت توسط حمله ساقط شود و یک حکومت نظامی جای آنرا بگیرد و در یک دوره مثلن 5 ساله به طور تدریجی حکومت به منتخب ملت واگذار شود. در برابر پرسش اینکه حکومت نظامی را چه کسی باید تشکیل دهد جواب آمریکا بود. پرسش دیگر من از او این بود که اگر همه این فرض ها هم درست باشد آمریکا حمله زمینی نخواهد کرد (با این قسمت موافق بود) که بخواهد حکومت نظامی شکل دهد باز کسانی از ملت باید سکاندار اوضاع شود پس چه بهتر است قبل از هر حمله ای ملت خود برخیزند و این سکان را بدست نمایندگان ملت بسپرد و از ویرانی و خرابی و کشتار جنگ در امان بماند. این کم هزینه ترین راه برای رسیدن به منظور است. از سوی دیگر تا انجا که من می می دانم در زمان خیزش ها ی مردمی چون مردم خود را در خطر می بینند , از لحاظ روانی بدنبال پناه می گردند و بیشتر به همدیگر توجه کرده و یک همدلی و همراهی انقلابی شکل می گیرد. در زمان وقایع کوی دانشگاه این همدلی را به چشم دیدم و تجربه کردم. بنابراین ترسیدن ملت از قتل و غارت اگر غالب مردم در صحنه حظور پیدا کنند کمی نا بجا است , وملت باید بداند که در هر صورت این مساله وجود خواهد داشت ولی شدت آن در دو حالت فرق دارد و و حتا در حالت دوم نیز شدت آن بستگی به حضور نیرو های مثبت اجتماعی در صحنه است, هر چه حضور بیشتر شدت این مساله کمتر خواهد بود.
صورت دیگر از همین طرز فکر , ترسیدن از دچار شدن به سرنوشتی مانند عراق است . به نظر شخصی خودم ما دچار سرنوشت عراق نمی شویم به دلایل مختلف. از جمله اینکه در عراق یک نیروی خارجی به اسم ج.ا بوده است که بدش نمی آمده آمریکا در عراق زمین گیر شود و بنابراین بر طبل خشونت ها کوبیده است. برای مورد ایران هم چین گزینه دخالت خارجی مشابه قدرت ایران در عراق وجود ندارد. از سوی دیگر عراق, پتانسیل این را داشته که توسط جهادیان سنی و عرب به عنوان پایگاه مورد استفاده قرار بگیرد ولی ایران به دلیل زبان و تشیع و عدم علاقه مندی مردم نسبت به اعراب این پتانسیل را ندارد. از سوی دیگر عراق کشوری نو پا است که مردم آن کوتاه زمانی است که ملت شده اند و آنچنان که باید و شاید احساست ملی ندارند هر چند که ایران چند هزار ساله خود ما هم امروزه دست کمی از ملت عراق ندارد.
خودم البته شخصن نظری دارم که سند و دلیلی بران ندارم یک حدسی ازضمیر پنهان خرد جمعی ایران است. قاطبه ملت ایران بعد از انتخاب دوم خاتمی و نتیجه نگرفتن از آن با ج.ا قهر کرده است و خواهان بر کناری آن است. شاید به طور نا خود آگاه به این می اندیشد که اگر اکنون برخیزد , ج.ا سریعن در پرونده اتمی به مصالحه دست می زند و دیگران هم از یاری ملت ایران دست می کشند و ج.ا بعد از قلع و قمع حسابی , بر حکومت باقی می ماند. ولی ملت امیدوار است که با اولین بمباران, به خیابان بیاید و کار را تمام کند. بر فرض صحت این تیوری آیا این استراتژی درست است یا خیربحث دیگری است. توضیحن باید بگویم از آنجا که انسان در جامعه مستبد , چند چهره می شود و در پس آن ظاهر و باطنی متفاوت پیدا می کند و از سوی دیگر در جامعه مستبد به دلیل نبودن آزادی , انسان کمتر پا به مرحله بلوغ می گذارد و از این راستا گفتارش نماینده افکارش نیست و آنچه که می گوید با آنچه که می خواهد متفاوت است , پی بردن به وجه درونی این خرد جمعی مشکل است , مگر با زیر نظر گرفتن آن در مدت زمان.
همه این مثال ها را زدم که بگویم اپوزیسیون با وسایل ارتباط جمعی که دارد بهتر است این نقاط کلیدی ذهن مردم را بیابد و با بحث گذاشتن و باز کردن آن موانع شکل گیری یک فکر جمعی را برطرف کند. در صورت شکل گیری فکر جمعی , عمل جمعی هم صورت خواهد گرفت و امید است که ایران از جنگ رهایی یابد. از سوی دیگر با مشخص شدن این نقاط کلیدی آن بخشی از اپوزیسیون که به نام حفظ موجودیت ایران، تبدیل به عامل پروپگندای ج.ا شده است نیز وضعیعتش مشخص تر میشود و هویت غیر ملی اصلاح طلبان داخل را که با روان ملت بازی می کنند آشکار تر خواهد شد. منافع ملی ایران ایجاب می کند که همه نیروهای سیاسی در راه بسیج مردم بکوشند.



سلام بر مجنون عزیز!
منزل جدید مبارک. گرچه از کوچ شما از بالاترین همچنان دلتنگم!
از تعارفات که بگذریم باید بدون اغراق بگویم نوشته شما یکی از بهترین مطالبی بود که در چند ماه اخیر خوانده ام. گرچه با قاطبه نوشتار شما موافقم و راهکار ارایه شده در ان را بسیار سودمند و حیاتی میدانم ولی با این اظهار نظر هم موافقم که:
مردم فقیر و گرسنه هستند و خشن شده اند و اگر روزی ایران بدون حکومت شود , آشوب و نا امنی همه جا را فرا می گیرد و قتل و غارت پدید می آید….نمونه ان چهارشنبه سوری ها در شهرهای بزرگ است.
مجنون جان! از انجاکه کیبورد فارسی ندارم و نوشتن متن های طویل برایم سخت است به همین اندک بسنده میکنم. ضمنن ایا اجازه هست که مطلبتان را به بالاترین بفرستم – اگر دوستان زودتر دست بکار نشده باشند!؟
سلام بر اولاد عزیزم ، خیلی ممنون:) خیلی خوش آمدی
صفا آوردی. در مورد بالاترین هم میل خودته و اجازه من دست شما. اگر حوصله برخورد با اراذل در بالاترین رو داری، من مشکلی ندارم.
مردم فقیر و گرسنه هستند و خشن شده اند و اگر روزی ایران بدون حکومت شود , آشوب و نا امنی همه جا را فرا می گیرد و قتل و غارت پدید می آید….نمونه ان چهارشنبه سوری ها در شهرهای بزرگ است.——>
درسته ،به نظر من هم در هر صورت این بلوا وجود خواهد داشت.(جمله بالا را تصحیح کردم مرسی از توجه ات:) ) ولی باید دید در کدام فرآیند،این نوع برخورد بیشتر و کمتر است و کدام کم هزینه تر. یک انرژی نهفته ای وجود دارد که در صورت حمله و سقوط حکومت به یک باره آزاد میشود و در حالت خیزش مردمی این انرژی به تدریج آزاد می شود، که به نظر من دومی قدرت تخریب کمتری خواهد داشت و بخشی از این انرژی حتا به طور مثبت هم استفاده خواهد شد. با فعال شدن نیرو های اجتماعی مثبت، نیروی مقاومی شکل خواهد گرفت ولی در صورت حمله این نیرو به آن قدرت شکل نمی گیرد. نکته دیگر اینکه کلن این داستان به مدت دراز دوام پیدا نخواهد کرد . موجی خواهد بود.
البته اولاد جان نکته اصلی این نوشته اینه که این طرز فکر عمومی یا حتاطرز فکر قسمتی از مردم باید شناخته بشه و مورد بحث قرار بگیرهو باز بشه.نه اینکه جارو بکنیم زیر فرش و تا اسم جنگ آمد، به رگ گردنی کلفت کردن بسنده کنیم. این جوابهایی هم که من دادم هم صرفن یک نمونه است.
سلام
مطلب خوبی بود. با جمله ی آخر کاملن موافقم. ولی به نظرم خیلی تئوریک قضیه را سنجیده ای. واقعیت به نظر من جور دیگری است.
زنده باشی.