دانشجویان را آزاد کنید, دفتر تحکیم , بالاترین
چندی بود که برای تعطیلات رفته بودم و از عالم خبر به طور کامل جدا بودم. تنها در گوشه ای از سفر از ماجرای ترور مرحوم بی نظیر بوتو خبردار شدم. بعد از برگشت در عین حالی که بسیار کار بر دوشم ریخته بود اخبار را پیگیری کردم و کمی وبلاگ خواندم که اوضاع بدستم بیاید.
اولین چیزی که توجه ام را جلب کرد موضوع دانشجویان زندانی بود که ظاهرن هنوز آزاد نشده اند. فراخوان ایرج جنتی عطایی , داریوش , ابی( 1 +2 ) و انتخاب 10 بهمن برای حمایت وبلاگی از این عزیزان را دیدم و اعلام حمایت هم کردم و امیدوارم بقیه هم این قدم کوچک را برای هم میهنان دربند بردارند. این حمایت ها اگر هم باعث آزادی این عزیزان نشود چند ین اثر دارد. اول اینکه ما با هم بودن را تمرین می کنیم و دیگر اینکه حکومت با دفعه بعد با توجه به قدرت بسیج کنندگی هم چین دستگیری هایی به آسانی و به راحتی دست به دست گیری فعالان نزند.

خودکشی شدن دانشجوی کرد سنندجی را هم شنیدم و متاسفم که مقاومت مدنی چندانی هم برای آن ندیدم. نمی دانم این دفتر تحکیمی ها چرا سکوت کرده اند. ظاهرن می ترسند اگر سر و صدا کنند , پدر خواندهایشان در شورای نگهبان رد صلاحیت شوند.
نکته برجسته دیگر سیاسی مربوط به ایران انتخابات بعدی مجلس است. که به آن صفحه ای اختصاص خواهم داد و مطالب دیگران و خود را در آنجا جمع خواهم کرد.
نکته دیگری که در این میان دروبلاگها دیدم داستان وب سایت بالاترین بود. که دو مطلب از ورتیگونه عزیز 1 2 و یکی هم از پاتریک دیدم. در هر دو آنها کامنت گذاشته ام. و به همه نیرو های غیر مذهبی و سکولار می خواهم اکنون که همدیگر را پیدا کرده اید, متفرق نشوید و در حداقل یک وبلاگ گروهی جمع شوید یا با هر راه حلی که خود با آن موافقید با هم بمانیم. قدرت ما در با هم بودن ما است. در کامنتهای مطلب فرنازی چیز هایی نوشته ام. نظرات من در مورد بالاترین هم که از گذشته روشن بوده است. البته اگر قبلن مسایل را به سو مدیریت وابسته می کردم , الان با توجه به انتخاب علی دچار به روابط عمومی باید بگویم که به عمد انجام می شود و نه سو مدیریت.
اسامی دانشجویان را به نقل از وبلاگ 10 بهمن اینجا می گذارم.
نیست تردید زمستان می گذرد
وز پی اش پیک بهار
با هزاران گل سرخ
بی گمان می آید…
بهار سبز و زیبای طبیعت در حالی در راه است که تعداد زیادی از همکلاسی ها و دوستانمان هنوز در بندند.
- احمد قصابان (پلی تکنیک )
- مجید توکلی ( پلی تکنیک )
- احسان منصوری (پلی تکنیک )
- آرش پاکزاد(دانشگاه مازندران)
- سعید حبیبی(عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)
- انوشه آزادبر(دانشگاه تهران)
- ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)
- مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)
- نادر احسنی( دانشگاه مازندران)
- - بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)
- نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬ علامه)
- علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک)
- محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)
- روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)
- یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)
- سعید آقام علی (دانشگاه یزد)
- علی کلایی (دانشگاه آزاد واحد شهریار)
- امیر مهرزاد ( دانش آموز)
- هادی سالاری (دانشگاه رجایی)
- فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی)
- امیر آقایی (دانشگاه رجایی)
- میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی)
- -کیوان امیری الیاسی (کارشناسی ارشد صنایع دانشگاه صنعتی شریف)
- سروش هاشم پور(دانشجو اهواز )
- فرشاد دوستی پور
- - سهراب کریمی
- جواد علی زاده
- محمدصالح ایومن
- مهدی اللهیاری (کارشناسی ارشد٬ دانشگاه صنعتی شریف)
- -روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران)
- بهرام شجاعی (مهندسی شیمی٬ دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب)
- سعید آقاخانی
- مجید اشرف نژاد
- پیمان پیران ( به نقل از بعضی منابع دانشجویی)
- -عابد توانچه (پلی تکنیک)
- -سروش دشتستانی
- -امین قضائی
- -بیژن صباغ (دانشگاه مازندران)
- -آناهیتا حسینی (دانشگاه تهران)
- -مرتضی خدمتلو
- -محمد پور عبدالله (دانشگاه تهران)
- -بیتا صمیمی زاد (دانشگاه پلی تکنیک)
- -بهزاد باقری( دانشگاه تهران)
- -سروش ثابت (دانشگاه شریف)
- -مرتضی اصلاحچی( دانشگاه علامه)
- -مصطفی شیروانی
طی یک ماه و نیم گذشته تعداد زیادی از دانشجویان در شهرها و دانشگاههای مختلف به خاطر برگزاری یا شرکت در مراسم 16 آذر دستگیر شده و در زندان نگهداری می شوند. در این مدت به خانواده های این دانشجویان اجازه ملاقات با فرزندانشان داده نشده و تنها تماسهای کوتاه تلفنی انجام شده است. این خانواده ها که تحت فشارهای روحی و نگرانی شدید به سر می برند٬ بارها به دستگیری فرزندان خود اعتراض کرده و خواهان آزادی دانشجویان زندانی شده اند.
علیرغم تلاشهای بسیاری که برای آزادی این دانشجویان صورت گرفته تا کنون همچنان تعداد زیاد ی از این عزیزان در زندان به سر میبرند و حتی هنوز به تعدادی از این دانشجویان اجازه مکالمه تلفنی هم داده نشده است.
ضمن همدردی با خانواده های این عزیزان به احترام فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به “۱۰ بهمن ٬ روز حمایت وبلاگ نویس هاي ايراني از آزادی دانشجویان دربند” تغییر دهیم.
به اميد آزادي تمامي یارانمان
تــــــوجـه: لطـفـــاً جهـت اعــلام حمـــایـت تنـهــــا بـــه آدرس؛
ایمیـل بفـرستيـد تـا بـه لیست حـامیـان اضـافـه
شــــویــد.



درود بر مجنون گرامي،
1- ممنون كه براي آزادي دانشجويان دربند تلاش ميكنيد. متاسفانه دستگيري و آزار و اذيت دانشجويان براي بعضي ها تنها خبري گذراست كه زود فراموش ميشود.
2- در مورد بالاترين كاملن با شما موافقم ولي همانطور كه در جايي ديگر نوشتهام اعتقاد دارم كه باید ماند و مبارزه کرد. من بجد اعتقاد دارم اگر اکنون در بازی کوچکی بنام بالاترین میدان را به مذهبیون فالانژ واگذاریم همیشه تاریخ مغلوب این تفکر خواهیم شد. بالاترین آزمون خوبی برای اتحاد سکولارها و لاییک های ایرانی است.
اعتقاد دارم كه باید ماند و مبارزه کرد.
———————————-
درود بر اولاد عزیز
فکر کنم یک نکته را فراموش کرده باشی که بالاترین ملک شخصی هستش و صاحبانش هم مستقیم و غیر مستقیم می گویند ما می خواهیم اینگونه اداره اش بکنیم, فکر نمی کنم در این صورت کسی حق داشته باشه که اعتراض کنه و بگوید نه شما نباید اینگونه باشید. خیلی هم اصرار کنی خودشون میگن خوش آمدین اگر ناراضی هستید برین برای خودتون بسازین(1) . فقط وقتی ادعا می کنند که دموکرات هستند و چه و چه … میشه برگشت گفت آقا مزخرف نگید. میشه گفت اگر درک شما ناقصه از دموکراسی یا اینکه اصلن دوست دارید به شکلی که می خواهید تفسیرش کنید , در صورتی که این نظر را به طور عمومی مطرح کنید بنده حق دارم آنرا به چالش بکشم و براش مبارزه هم می کنم. راه مغلوب نشدن اینه که ما برای خودمون جایی بنا کنیم و دور هم جمع بشیم و از اونجا شروع کنیم .
مجنون نازنین، یک سایتی پیدا شده به نام دنباله، سایتی مشابه بالاترین هستش ولی با امکانات بسیار بیشتر، البته هنوز کاملاً سوت و کوره ولی فکر می کنم بشه بهش امیدوار بود، یک سری بهش بزن، شاید بشه اونجا دور هم جمع شد.
http://www.donbaleh.com
مرسی ورتی جان. دیدمش، ظاهرن معقول به نظر میاد. اطلاعاتی داری که از کجا میاد یا مال کیه؟