هفته گذشته در سایت دنباله آدرسی دیدم برای آزادی دانشجویان دربند دانشگاه صنعتی شریف. تا کنون که این مطلب را می نویسم تعداد امضا ها به 230 عدد رسیده است. اگر فقط دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه شریف را در نظر بگیریم این عدد, عدد بسیار کوچکی می باشد. چرا اینگونه است؟ چرا به اصلاح هوشمند ترین ما, بی تفاوت ترین و بی مسولیت ترین ما هستند؟ آنقدر بی مسولیت که حتا بار حمایت از هم دانشگاهی خود را در یک عمل کاملن قانونی و مسالمت آمیز نمی پذیرند. وقتی که تحصیل کردگان ما چنینند از مردم عادی چه می توان انتظار داشت. چه بخواهیم چه نخواهیم مردم کوچه و خیابان از ما الگو می گیرند.
این نامه که در وب سایت مطرح شده است مسالمت آمیز ترین نامه و اقدامی است که در جهت دفاع از حقوق قانونی یک شهروند می شود انجام داد. پایین تر از آن التماس و ناله است. بسیاری شاید بر این باور باشند که این نامه منجر به ازادی آنها نمی شود پس ما چرا امضا کنیم.
هدف حکومت از این دستگیری ها وبگیر ببند ها ترساندن ملت و متفرق کردن آنان است تا نتوانند کنار هم جمع شده و منشا خواست و تغییری شوند. پس برای اینکه این دستگیری ها برای فعالین مدنی و سیاسی اتفاق نیافتد یا کمتر اتفاق افتد, راه چاره می تواند این باشد که نشان داده شود این دستگیری ها نه سبب ترس و پراکندگی که سبب همبستگی می شود. و این نشان دادن با یک امضای ساده در پای هم چین نامه ای امکان پذیر است. اگر از میان ده ها هزار فارغ التحصیل و دانشجوی داخل و خارج ایران تنها چند هزار نفر پای این نامه امضا می گذاشتند و حکومت می دید که این دستگیری ها به جای پراکندگی , سبب همبستگی شده است, دفعه بعد به همین سادگی دست به همچین دست گیری هایی دست نمی زد.
اگر از اوضاع ناراضی هستید و از آنچه که بر سر ایران و ایرانی آمده نالانید ولی به هر دلیل پا در رکاب مبارزه نمی گزارید , می توانید حداقل با یک امضا پشتیبانی خود را از مبارزان نشان دهید. نشان دهید که قدر می نهید برای همه آنان که مبارزه می کنند و برای شان دلگرمی باشید. به این شکل بسیار دیگر پا در میدان مبارزه می گذارند و بسیاری هم تشویق می شوند که حمایت کنند.
در استبداد از آنجا که ملت خود حق انتخاب و به تجربه گذاشتن خود را ندارد, در مدت زمان دچار کمبود اعتماد به نفس و در نهایت خود کم بینی می شود. اعتماد به نفس حقیقی از کرده های موفقیت آمیز انسان یا جامعه نشات می گیرد. وقتی مستبد به او می گوید که چه بکند ویا چه نکند, اعتماد به نفس در او شکل نمی گیرد. بخاطر همین در خود نمی بیند که جلوی ظلم و تباهی مستبد بایستد و چشم به منجی می دوزد. برای درمان این درد چه در انسان و جه در جامعه باید اهداف کوچکی را در نظر گرفت و به سر انجام رسانید و بدین ترتیب پله به پله اعتماد به نفس را در خود و در آنان ساخت. اگر این امضا ها را محلی برای تمرین همبستگی و همه با هم بودن بدانیم نقطه آغازین خوبی برای شکل دهی به این اعتماد به نفس می شود.
فهمیدن و تحلیل کردن اوضاع به مراتب از گذراندن ریاضی 2 دانشگاه سهل تر و آسان تر است , ولی اینکه ما چرا هم چنان اندر خم یک کوچه ایم از آن نشات می گیرد که هیچگاه نیاموختیم که اجتماعی فکر کنیم و علاقه و دلبستگی به میهنمان در یک قرمه سبزی تمام میشود.
به هوش باشیم که اگر پیش قراولان ملتی تحصیل کردگان و فرهیختگانش نباشد, آن ملت پا درراه صلاح و پیشرفت نخواهد گذاشت و این هم حاصل نمی شود جز با تلاش خود این تحصیل کردگان.



جانا سخن از زبان ما میگویی. مثل همیشه عالی بود.
با احترام لینک شدید
ممنون
به نظرم اين مطلب درنوع خودش چيزي نزديك به عاليه
خوشحالم كه از زندانی های آزادی خواه حمایت كردی…
http://tozyh.wordpress.com/imaginary-no-execution/#comment-160
ضمنن ايده ئي كه براي صفحه ي اول بلاگت به كار گرفتي، خيلي جالبه و پيام هاي خوبي از صاحبش به من ميده، ايده اش از خودته؟
بازم ممنونم و
به هوش باشیم رفیق…..
خیلی ممنون. خوشحالم که خوشتون اومد. بله او نم ایده خودمه
مطلبه شما هم جالب بود و با اجازه در دنباله لینک کردم. به این آدرس
http://www.donbaleh.com/link/3035
وبلاگتون هم لینک شد.
does anyone knows if there is any other information about this subject in other languages?