چندی پیش دو مقاله جالب از رامین احمدی در نقد روشنفکری دینی در سایت نیلگون خواندم. به تصور آنکه ممکن است سایت نیلگون در ایران قابل دسترس نباشد مقاله اول و مقاله دوم را می توانید پیاده سازی کنید.
در مقاله اول که نقد رامین احمدی بر مقاله محمد رضا نیکفر می باشد در ابتدا آقای احمدی از تعریف روشنفکر در دیدگاه نیکفر اشاره می کند و بعد تعریفی از آرامش دوستدار و گرامشی داده و نشان می دهد که نیکفر از آن تعاریف استفاده نکرده چون روشنفکر دینی را در خود جای نمی دهد. در واقع نیکفر به عمد از تعاریفی استفاده می کند که مطلوبش را در خود جای دهد. آقای بعد از معرفی روشنفکر دینی و کارکرد آن به آسیب شناسی آن می پردازد. در ادامه توضیح می دهد که چگونه ج.ا هژمونی خود را بر روشنفکران (چپ) با بکاربردن ادبیات لنینیستی گسترش داد و چگونه با قتل و کشتار آنرا باز تولید کرد. بعد از نشان می دهد که چگونه روشنفکر اسلامی با ایدیولوژی کردن دین , سبب برپایی استبداد شد.
آنقدر نارضايتي در سطح جامعه ايران وسيع و گسترده است… که براي سازمان دادن يک جنبش رهايي بخش و عبور از اين نظام و گذار به يک دموکراسي ِمدل غرب، نيازي به تفسيري رهايي بخش از سنت اسلام نداشته باشيم.
و جای دیگر :
به طور پيشنهادي مينويسم (و براي اين پيشنهاد در صورت چالش دلايل و شواهد کافي دارم) که جمهوري اسلامي ايران پس از گذشت بيست و پنج سال در همه عرصه هاي سياسي، اقتصادي، و فرهنگي شکست خورده است جز يک عرصه کوچک اما بسيار مهم، و آن عرصه جامعهء روشنفکري ايران است.
…
اما امروز و پس از گذشت بيش از ۲۵ سال از حکومت اسلامي، پس از شکنجه ها و کشتارها، نقض گسترده حقوق بشر، تخريب اکثر دستاوردهاي مثبت جامعه ايران در دوران پيش از انقلاب ـــ مانند حقوق زنان، دادگستري مستقل، آزاديهاي مذهبي و اجتماعي ـــ جامعهء روشنفکري ايران در مخالفتش با حکومت اسلامي، براي تغيير رژيم اسلامي در يک تحول بنيادي، يکپارچه نيست؛ و اين مهمترين دستاورد و پيروزي نظام جمهوري اسلامي است.
اين پيروزي آسان به دست نيامده است و هميشه بخش مهمي از نيرو و سرمايهء رژيم صرف آن شده است. باز ساده انگاري است اگر اين پيروزي را حاصل سرکوبي و خشونت بيش از اندازه رژيم بدانيم. «هژموني» با صِرف اعمال خشونت بدست نمي آيد. براي کسب اين هژموني، نظام جمهوري اسلامي و صاحبان اصلي اش يعني ملايان، به روشنفکران محتاج بودند.
این یکپارچه نبودن در گروههای دانشجویی به عنوان مترجمان روشنفکری برای توده مردم دیده میشود و با انتقال به بطن جامعه مانع شکل گیری اندیشه جمعی میشود. در ادامه آقای احمدی به نکته ای کلیدی در باز شناسی نوگرایان دینی و اصلاح طلبان اشاره می کند و با اشاره به روش نیکفر برای تست صداقت در آزادی خواهی این روشنفکران که همان طرفداری از حقوق زن است , تست یلتسین را معرفی می کند. طبق تست یلتسین باید دید که روشنفکران دینی در مورد جنایات خمینی چگونه می گویند. در ادامه هم دو نقل قول از گنجی و عمادالدین باقی می آورد. در انتها ذکر می کند که همانطور که خرد شدن اسطوره لنین سرآغاز راه دموکراسی در شوروی بود در ایران نیز خرد شدن اسطوره خمینی گام مهمی در رسیدن به آزادی و حقوق بشر خواهد بود.
آزمون يلتسين
در يكي از بحراني ترين سالهاي گذار روسيه به دموكراسي، در آخرين ماههاي حكومت ميخاييل گورباچف، كمونيستهاي اصلاح طلب با چالشي دشوار روبرو شدند. بوريس يلتسين معتقد بود براي امتحان صدافت آنان دراصلاح طلبي، در گسست از جنايات و سركوب گذشته و حركت به سوي دموكراسي، آزموني ساده وجود داشت و آن اينكه تا چه حد آنان حاضر بودند از جنايات لنين، بنيان گذار سيستم ديكتاتوري شوروي سخن بگويند. اين آزمون براي جامعه روشنفكري ايران و بخصوص روشنفكران ملي مذهبي و آنان كه در پايه گذاري جمهوري اسلامي سهمي داشته اند ميتواند چالشي مهم باشد. جامعهء روشنفكري ما درباره جنايات خميني سكوت كامل اختيار كرده است. اما تنها سكوت نيست كه افشا كنندهعدم صداقت مدعيان اصلاح طلبي است. امروز بسياري از اصلاح طلبان معتقدند كه ادامه دهنده ي واقعي راه خميني هستند و در اين راه ميخواهند بر رقبا پيشي بگيرند.



[...] آقا درد نوگرایی دینی دارد یا درد آزادی و مردم مطرح کردم. دکتر رامین احمدی در قالب تست یلتسین نیز همین گونه پرسش را مفید می [...]