نگراني و ناراحتي من اين است كه تمام خلاف كاري ها به نام اسلام انجام ميشود; به مردم اهانت ميشود به اسم اسلام ; افراد به بي ديني متهم ميشوند به اسم اسلام ; افراد خدمتگزار و متدين بايكوت ميشوند به اسم اسلام . نظامي كه نتواند افرادي چون آقاي حجة الاسلام هادي قابل با آن همه سوابق خدمت به اسلام و انقلاب را تحمل كند و به اتهامات واهي ايشان را روانه زندان كند چگونه نامش اسلامي است ؟! او نه ضد نظام است نه ضد دين . او و امثال او افرادي خدمتگزارند كه حرف ها و افكار آنها با نظرات برخي ها مخالف است . زمان سابق و رژيم گذشته هر كاري ميشد پاي اسلام وسط نمي آمد ولي حالا همه خلاف كاري ها پاي اسلام گذاشته ميشود.
«آیت الله منتظری در دیدار با جمعیت ملی-مذهبی» 1387/1/25
جریان های سیاسی نوگرایی دینی در دو مرحله حکومت به دست گرفتند و در هر دو بار هم آنرا دو دستی تقدیم افراطیون مذهبی کردند. یکی در زمان بازرگان بود و دیگری در زمان خاتمی. چرا چنین میشود؟
نوگرایی دینی میتواند به 3 دسته تقسیم شود. اول دستهای که که بیشتر بدنبال اصلاحات دینی است و یک جریان اجتماعی است. خود را در گیر مناسبات قدرت نمیکند. دسته دیگر که از منظر حفاظت و حراست از دین برمی خیزند و تصورشان این است که حکومتهای غیر دینی، دینشان را در خطر و در معرض آسیب قرار میدهند و در همین راستا به دنبال کسب قدرت و حاکم کردن قرائت خود از دین بر جامعه هستند. دسته سوم هم کسانی هستند که از منظر حق شهروندی به دنبال حقوق خود هستند. یعنی مانند هر جریان فکری دیگر می گویند این مشخصات ماست و به نسبت سهم خود در جامعه, خواهان حضور در قدرت هستند.
از دسته اول و آخر در ایران امروز بسیار کمند یا قابل صرفنظر هستند. اکثریت نیروهای مذهبی بدنبال تمامیت قدرت هستند نه اینکه بر این معتقد باشند که نظامی مردم سالار باشد و آنان نیز به عنوان یک حزب در جامعه حضور داشته باشند. این دسته دوم دو بار در ایران قدرت گرفتند و هر بار هم حکومت را به دست افراطیون مذهبی دادند. علت این داستان به نظرم به فلسفه وجودی و حرکتی آنان بر میگردد. آنان از منظر دفاع از دین هست که دست به حرکت می زنند بنابراین هر جا که دین خدا با آزادی مردمان یا ملیت و منافع ملی و … در تضاد یا تقابل قرار گیرد آنان به نفع دین عقب نشسته و راه را برای مبارزان خشن مدافعان دین خدا باز می کنند. دین برای اینان نقش محبوبه و معشوقه ای است که نباید به هیچ عنوان مکدر شود.
به جملات بالا که از آقای منتظری به عنوان ولی فقیه نوگرایان دینی داخل حکومت نقل شده دقت کنید. ایشان نگرانیشان از پایمال شدن حرمت و حقوق انسان در درجه اول و در درجه دوم به عنوان هم میهنشان نیست. ایشان نگران این نیست که ایران در چه موقعیت خطرناکی است. ایشان نگران آن سیستانی که در فقر دست و پا میزند نیست، … ایشان نگران منافع ملی ایران نیست. ایشان به عنوان یک دولت مرد سایق تنها نگرانیش این است که “اسلام در خطر است”.به همین دلیل سعی میکند صفت اسلامی را از حکومت با اشاره به داستان هادی قابل, کنار بزند و اسلامی بودن حکومت را زیر سوال ببرد. (اگر خوب بنگرید ایشان حتا نگرا هادی قابل هم حتا نیست)
شاید بار ها شنیده ایم و شنیدهاید که خاتمی گفته است اگر اسلام و دین با آزادی کنار نیاید نابود میشود. گدشته از این که نابودی در نظر آقای خاتمی احتمالن به معنی کنار رفتن از قدرت است و جالب هم این است که این آقا حفظ و حیات دین را با حضور در قدرت یکی میبیند، نکته قابل توجه دیگر این است که ایشان آزادی را برای حفظ دین می خواهد نه به عنوان یک حق انسانی. نوگرایی دینی که بر پایه چنین هسته فکری شکل می گردد همواره بستر مناسبی برای تصاحب قدرت توسط افراطیون است. چرا که فرآیند به اینگونه است که به راحتی عدهای پیدا میشوند که با کوچکترین نوسانات اجتماعی که حتا میتواند مصنوعی و خود ساخته هم باشد، فریاد “اسلام در خطر است” را می دهند و مظلوم نمایی هم می کنند و اینان هم که برای حفظ دین خدا آمده بودند عقب می نشینند و در نهایت حکومت را به آنان واگذار می کنند.
این اتفاق یک بار در زمان بازرگان اتفاق افتاد و نهضت آزادی با آخوندیسم دست پیمان داد که در مقابل چپها بایستند و از طرفی بعدن هم قلع و قمع ها شروع شد به سکوت نشستند. بار دوم هم در زمان خاتمی بود که میگفتند بیناموسی رواج پیدا کرده و … و اسلام در خطر افتاده است و شد آنچه که دیدم. در پایان می توانم بگویم که افراط گرایی حتا با کاریزمایی که خمینی داشت مستقیمن نتوانست حکومت را بدست بگیرد، همواره تصاحب قدرت از دریچه نوگرایی دینی بوده است.
1. به عنوان نمونه دیگری از تولید افراط گرایی مذهبی میشد به خارج شدن سازمان مجاهدین خلق از دل نهضت آزادی هم اشاره کرد که چون اطلاعات کافی در این زمینه نداشتم از آن صرفنظر کردم.
صفحه اول



مثل همیشه از خواندن مطلب پربار شما استفاده کردم ، جالب اینجاست که هر بار که نوگرایان مذهبی حاکمیت را تقدیم افراطیون کردن و آنها به یکه تازی پرداختند باز هم تفکر نوین نوگرایی و باز هم در چهارچوب نوگرایی مذهب به وجود امد و این روند تبدیل به یک چرخه طبیعی شده است ، این اظهار نظر آقای منتظری نتیجه کارهای محیر العقول جریان فکری افراطی مذهبی است که باز هم عده ای به اصطلاح اصلاح طلب گرد آن جمع میشوند و میخواهند باز هم دوم خردادی به وجود بیاروند و باز هم این قصه ی پر غصه از اول تکرار شود …
خیلی ممنون از نظر لتفتون
بله باید تلاش کرد که از این دور باطل که جهت گیری آن هم همواره به سمت استبداد بیشتر است خارج شد.
استاد مجنون عزیز!
اگر تا نیم ساعت دیگر خود را به خانه نرسانم باید شب را در خیابان بخوابم بنابراین تلگراف وار بنویسم:
1- مطلبتان چون همیشه خواندنی بود.
2- کاملا موافقم
3- با اجازه: https://balatarin.com/permlink/2008/4/29/1288690
4- جی-میلت را چک کن
خیلی ممنون. در باب لینک هم اجازه من دست شماست.حتمن
[...] نوگرایی دینی کاتالیزور افراط گرایی در کسب قدرت است. [...]