اعتصاب غذا و تحصن اخیر دانشجوبان در تبریز که در اعتراض هتک حرمت به داشجوی دختر بوده و در نهایت با محقق شدن 4 خواسته از 5 خواسته آنان شده [ایینجا]، نشانه بارزی از پیشرفت مبارزه غیر خشونت آمیز می تواند باشد.
یک نشانه اینکه دانشجویان با پیروزی در این داستان، به بسیاری که ناامید و بی اعتماد به نفس بودند نشان دادند که در مقابل استبداد هم می توان ایستاد و حق خود را گرفت. تجربه هایی از این دست کمک می کند که اعتماد به نفس در گرفتن حق بیشتر شود و ملت بتونند بر ترس خود غلبه کنند.
مزیت این روش گرفتن حق هم به گونه ای بود که به زندان و برخوردهای سنگین ختم نشد، این نتیجه در جامعه ترسانده شده برای تشویق بقیه برای بلندکردن صدای اعتراض خود بسیار موثر است.
نشانه دیگر اینکه مدت مدیدی است که حکومت با براه انداختن اعدام های خیابانی و ضرب و شتم عده ای که آنها را اراذل اوباش می نامد، سعی در اعمال خشونت عریان برای ترساندن مردم دارد. ولی جایی می رسد که حکومت بعد از اینکه می بیند از این خشونتها بر علیه خودش استفاده میشود و حداقل نتیجه ممکنه را نمی دهد یا نتیجه معکوس می دهد، از در دیگر در می آید و از خشونت خود کم می کند. این تجربه که از حربه خود مستبد استفاده کرد و خنثیایش کرد، می تواند به عنوان روشی موثر استفاده شود.
یکی از رفتارهایی که حکومت ایران از خود نشان میدهد رفتار پدرسالارانه است. به این صورت وقتی خواستهای مطرح می شود، حتا اگر از دید حکومت منطقی هم باشد آنرا بلافاصله به عمل در نمیآورد و به اجرا نمیگذارد. بلکه صبر میکند تا به قول خودش آبها از آسیاب بیافتد و بعد آن را به مرحله عمل درمیآورد. مانند پدرانی که فکر می کنند اگر به بچه گوش کنند و مثلن اشتباهی را بپذیرند از هیبت و هیمنه آنها کم می شود و از آن طرف بچه هم “رویش” باز می شود که مرتب اعتراض و تصحیح کند. اما در این مورد، حکومت از این یک داستان هم کوتاه آمده است و ممکن است بعد از دوره ای کوتاه آمدن، دوباره وحشت کند و فشار بیاورد، که در این صورت باید دانشجویان به فکر خنثی سازی آن از هم اکنون باشند. مهم این است برآیند این انبساط و انقباض ها، انبساط باشد.
یادم است زمانی شنیده بودم که اکبر گنجی ادعا می کرده است که اولین کسی بوده است که اعتصاب غدایش باعث عقب نشینی حکومت شده است و سر همین داستان هم برخی از ملی-مذهبیها هم کل کل می کرده است، در حالی که آنان معتقد بودند بسیاری دیگر قبل از او این مرحله را طی کرده اند. اما در این قضیه نکته مهم این است که گ مرحله به میان دانشجویان و در فضای عمومی رفته است. اگر این تابو شکنی را بخواهیم بخشی از وظیفه رهبری یا از مختصات شکلگیری رهبری بدانیم، این وظیفه یا فرآیند به میان دانشجویان رفته است.



تحليل درستي بود. جايي براي اضافه گويي نگذاشتهايد