در این کشمکش هسته ای که همراه شده است با نا بسامانی اقتصادی و رشد فعالیت ها و اعتراض های اجتماعی و فشار بین المللی برای تغییر سیاست های جمهوری اسلامی، سوال این است که که برنامه پشتیبان (plan-B) جمهوری اسلامی چه می باشد؟ اگر سیاست حاضر جمهوری اسلامی به بن بست بخورد آیا عاشقان خمینی حکومت را رها می کنند و می گذارند مردم خود نظام آینده خود را انتخاب کنند و در مسیر آزادی گام بردارند؟
به نظر من جواب این سوال دوم منفی است.از آنجا که نظام ج.ا در شبیه سازی صورت ظاهر و فریفتن مردم استاد است این بار هم به دنبال شبیه سازی انقلاب و خیزش های مردمی خواهد رفت. وابسته به اینکه در چه زمانی به این نتیجه برسد شیوه ها متفاوت است. مثلن در مرحله ای می تواند انتخابات را آزادتر کند و به نوگرایان دینی اجازه حضور در قدرت را بدهد. البته شخصن فکر می کنم که ج.ا از این مرحله گذشته است، مستبد ترسو است، نه ترس از توپ و تانک که دچار پارانویا است و از برنامه های هزار تو می ترسد. به نظر می رسد که جامعه جهانی به دنبال چند دستگی در قدرت می گردد تا به ناپایدار شدن رژیم و باز شدن فضا برای نیرو های مدنی و تحقق خواسته های خود در عرصه سیاست خارجی دست یابد. این را ج.ا هم به خوبی می داند و به همین دلیل هم به دنبال یکپارچگی قدرت می گردد و در همین راستا هم نیروهای بیشتری از بدنه قدرت جدا می شوند.
در این مرحله راه خروج از بن بست می تواند شبیه سازی انقلاب در قالب یک “انقلاب قصری” باشد. انقلاب قصری در پانوشته کتاب “از دیکتاتوری به دموکراسی” [ *** ]پروفسور جین شارپ چنین تعریف شده است:
“انقلاب قصری در اصطلاح سیاسی به معنی تغییر قدرت از طریق به کارگیری نقشه ای حساب شده از سوی نیروهای درون دایره قرت است “
این ریزش از بدنه قدرت در جای خود هم قابل توجه است چرا که میتواند سبب کوچکتر شدن خود قدرت شود ولی مشکل از آنجا شروع می شود که جدا شدن از بدنه قدرت الزامن به معنی جدا شدن از بدنه نظام و پیوستن به صفوف آزادی خواهانه و حق طلبانه ملت ایران نیست. یکی از نشانه های آن هم عدم حمایت صریح و همه جانبه نهاد های وابسته به این بخش از این مبارزات مانند دانشجویان، زنان و کارگران و قومیت ها… است. مانند عدم حمایت همه جانبه دفتر تحکیم وحدت از اعتراض های دانشجویان و اصولن رشد بیشتر جنبش دانشجویی در شهرستان ها مانند تبریز و شیراز یا بیرجند و … در مقایسه با تهران در مقطع کنونی است. در حالی که همواره تهران از لحاظ سیاسی چند قدم جلوتر از شهرستانها گام بر می داشته است. حداکثر اعتراض دفتر تحکیم شده است اعتراض به حکم سه دانشجوی زندانی امیر کبیر.
رفتار دیگری که از این گروه سر می زند یارگیری گسترده و حرکت به سمت انسجام درونی بیشتر است. این یارگیری از طیف نوگرایان دینی در خارج از کشور و چپ های کینه توز ضد آمریکایی گرفته تا ملی مذهبی های و برخی از چپهای درون ایران شامل می شود.
بخشی از قدرت هم که به دنبال این انقلاب قصری یا به عبارت دیگر کودتا می باشد رفتاری از او سر می زند که می توان آنرا تعبیر به وجهه سازی کرد. نظر مشخص من هم در این رابطه آقای خاتمی نیست که بنا به خصلت چپ خود آرمانگرا می باشد و تغییر قانون اساسی را خیانت می شمارد، بلکه آقای رفسنجانی است. رفسنجانی به عنوان ذخیره انقلاب و مدیر بحران روزی از آزادی مطبوعات دم می زند [1]، یک روز هم می گوید که مخالف اصل ولایت فقیه بوده یک روز هم قربون صدقه بنی صدر می رود و … به نظر می رسد به دنبال وجهه سازی و کسب مشروعیت باشد. این نظر در مورد هاشمی وقتی قوت می گیرد که به همکاری نزدیکش با خمینی در جهت مصادره انقلاب برای آخوندیسم نگاه کنیم یا در سیاست های دولتش در رابطه اقتصادی با امریکا و نه داشتن رابطه سیاسی (که در آن زمان معروف بود به اینکه سر آمریکا هم می خواهند کلاه بگذارند و از امکانات استفاده کنند ولی همچنان نون سوزاندن پرچم امریکا را هم بخورند). یا اخبار و شایعاتی که در زمان ریاست جمهوری خاتمی مطرح شده بود مبنی بر صحبت با طرف امریکایی برای به رسمیت شناختن کودتایی که در آن حتا اصل ولایت فقیه قابل حذف بود و از طرف دیگر همه گونه هماهنگی و کمکی به آمریکا در جنگ با عراق که شامل استفاده از مرزهای هوایی هم می شد داده شود.
بازگشت به بازرگان و داستان های اول انقلاب هم و اینکه رفسنجانی روی این نکته انگشت گذاشته که دشمنان در حال خمینی زدایی هستند نشان دیگری از این جریان می تواند باشد. سناریو اینگونه می تواند باشد که بگویند انقلاب از خط خود خارج شده و اینان می خواهند آنرا به مسیر اصلی برگردانند. یعنی کودتای قصری برای حفظ انقلاب ، این فرآیند شامل حظور گسترده ملی مذهبی ها و بنی صدر هم خواهد بود. محور مشترک اینان احتمالن نجات دین در قالب نوگرایی دینی خواهد بود. از طرفی هم با نشان دادن در خطر بودن اسلام حمایت بخشی از نیروهای داخل قدرت را هم جلب کنند.
در صورت وارد دانستن این فرضیه دو نکته را باید در نظر داشت. یکی اینکه نزدیکی به این قشر به منظور جدا کردن از حکومت خطا است و اگر او هم به جریانی نزدیک می شود احتمالن در جهت هضم آن جریان است. به همین منظور این تلاشی بیهوده است. دوم اینکه باید اندیشید که در چنین روز مبادایی در مقابل گروهی که پیدا می شوند و مانند دزد سرگردنه می خواهند حرکت های اجتماعی را بدزدند چگونه باید ایستاد.
—————————————————————-
[1] کافی است برای مسخره بودن دفاع ایشان از آزادی مطبوعات، خنده مستانه و پیروزمندانه ایشان را در نماز جمعه بعد از واقعه کنفرانس برلین به یاد آورده شود.



در این سیلاب خبر-خبر-خبر، خواندن تحلیل های شما واقعا میچسبد!