مقالاتی که این روزها در باب جبهه ملی در آمده خواندم. مثلن این و این. ولی واقعیتش نفهمیدم که چرا می گویند جمهوری خواه هستند. البته می گویند با مشروطه کنار نمی آیند چون در زمان شاه چنین شد و چنان.
گر در یک طرف متحدان این جبهه 50 سال علیه دمکراسی کار کرده است هزاران نفر را به زنجیر کشیده است و بهترین فرزندان ایران زمین را به جوخه آتش سپرده است با طرف دیگر این جبهه که همواره طرفدار آزادی و حقوق مردم بوده است و طرفدارانش قربانی آن استبداد بوده اند، چگونه می توانند با هم همکاری داشته باشند؟ این جبهه ای که ما در آن هستیم رهبرش را با کودتا به زندان انداختند و وزیر خارجه اش را اعدام کردند و نهضت ملی ایران را برای زمانی خاموش کردند و دیکتاتوری را تا انقلاب دوباره ادامه دادند، حالا چگونه می توان با گروه هائی که هنوز از آن رژیم با آنهمه فجایع حقوق بشری دفاع می کنند، همراه و هم آواز شد؟ این «مشروطه طلبان» تازه به دوران رسیده که ولی نعمت شان پنجاه سال علیه مشروطیت مبارزه کرد، حاضر نشده اند گذشته خود را به نقد بکشند و دشمنی خود را با نهضت ملی و دکتر مصدق تمام کنند. این معنی آشتی ملی را دارد نه سر حرف خود استادن و از تجاوزات حقوق بشری آن دوران مستقیم یا غیر مستقیم دفاع کردن . این درست نیست که چون هر دوی ما مخالف جمهوری اسلامی هستیم، لذا ما می توانیم که برای نهادینه شدن دمکراسی در ایران با یکدیگر فعالیت مشترک نمائیم ؟ نه چنین نیست. جبهه بر مبنای مخالفت تشکیل نمی شود بلکه بر روی آرمان ها و پرنسیب ها تشکیل می شود!
_____________________
جبهه ملی به اصول اعتقادی هفت گانه خود پایبند است که در اصل اول برقراری حاکمیت ملی در نظام جمهوری مورد تاکید قرار گرفته است بنابراین ما با طرفداران سلطنت نمی توانیم همگامی داشته باشیم ضمنا باید تاکید کنم که اکثریت غالب فرهیختگان و آگاهان جامعه ایران این سیاه روزیﻫﺎ و نابسامانیﻫﺎئی را که امروزه ملت ایران به آنها گرفتار است نتیجه عملکرد ناصحیح و عدم رعایت حقوق بشر و حقوق قانونی ملت از طرف رژیم سابق می دانند زیرا که رویدادهای اجتماعی مثل حلقهﻫﺎی یک زنجیر به هم ارتباط دارند و غیر از آن عملکردها و فسادها چه چیز می توانست زمینه ساز انقلاب 57 باشد ؟
خوب مگر حکومت مشروطه، معادل حکومت محمدرضا شاه است؟ که اگر مشروطه خواه شدید یعنی طرفدار حکومت محمد رضا شاه هستید. آقایان سن بالاهای جبهه ملی، محمد رضاه شاه مرد. ۳۰ سال پیش مرد.درست است که ج.ا محصول استبداد گذشته بوده است. ولی سوال این است که محصول مشروطه بوده است یا محصول استبداد محمد رضا شاهی؟ |آنچه که می گویید در مورد محمد رضا شاه است نه مشروطه. بله استبداد محمد رضا شاه زمینه ج.ا را فراهم کرد اما چه ربطی به مشروطه دارد؟از طرفی دیگر مگر خود شما در برپایی این استبداد نقش نداشتید که اکنون همه اش را انداختید گردن استبداد رژیم سابق.بچه مدرسه ای هم می داند که مشروطه را پهلوی نساخت، بلکه ملت ایران ساخت.
اینکه در زمان شاه شما یا دیگران رفتید زندان که درد جوان امروز نیست. انتقام گیری از آن وقایع کع خواست ملت و جوانان ایران نیست. مساله ای است بین شما و محمد رضا شاه پهلوی. بروید با خود ایشان مساله را حل کنید. چرا اسم خود را می گذارید ملی و این خواست را یک خواست ملی جلوه می دهید. کجای این قضیه با منافع ملی ایران سر کار دارد.
اگر مشروطه خواهان طرفدار پهلوی کودتای ۲۸ مرداد را انکار می کنند یا جنایت های گذشته را تایید نمی کنند، می توانید بروید بنشینید و بخواهید که چنین کنید. اگر شما از پس اینان و چنین خواستی بر نمی آیید ، چطور می خواهید در داخل مثلن از عهده جبهه مشارکت بر آیید و سکولاریسم را حفظ کنید.
مگر شما دموکرات نیستید؟ مگر آدم دموکرات در تصمیم گیری اجتماعی خرد جمعی و تصمیم جمعی را مقدم نمی داند؟ برنامه شما برای یافتن تصمیمات این خرد جمعی چیست؟ حق تصمیم گیری در مورد شکل و ماهیت نظام آینده ایران بر عهده کیست؟ بر عهده شما یا ملت ایران؟ اگر بر عهده شماست پس کجاست حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خودش؟ خواست ملت ایران هرچه که باشد خواست ملی استَ چرا شما پیش دستی کردید و جمهوری خواهی را به عنوان خواست ملی جا زده اید.مگر اینکه بگویید ما عقل کلیم می فهمیم و ملت نمی فهمد. که این باز می شود همان داستان گوسفند و چوپان استبداد.
برای من جوان ایرانی لیبرالیسم مهم است چون می خواهم آزادی فردی ام را داشته باشم و دموکراسی برای آزادی اجتماعی و لاییسیته . اگر هم قرار باشد که امکان باز تولید استبداد را در نظر بگیرم و بر اساس آن شکل نظام آینده را تعیین کنم. دو انتخاب دارم یکی جمهوری که پشت سر آن بازماندگان ج.ا قرار دارد. نوگرایی دینی قرار که می خواهد حکومت دینی را باز تولید کند.نیرو و امکانات باز مانده از ج.ا است که طبیعتن به دنبال باز تولید قدرت و مافیا و نظام خود خواهند بود و از آن طرف مشروطه خواهان که سرانش یا اعدام شدند یا پیر و فرتوت و حداقل در قدم اول سکولار است.
حال برای یک بار هم که شده بگویید چرا جمهوری خواهید؟ چرا تصور کردید که جمهوری خواهی خواست ملی است که آنرا در اساسنامه ذکر کرده اید؟
نهایت اینکه اگر خود را با خواست نسل جوان هماهنگ نکنید، جبهه ملی را به نیستی خواهید برد. جوانان هم چنان بر طبق درک خود از ملی گرایی بر محور مصدق ـ بختیار جبهه ملی نویی خواهند ساخت و کینه های شما را با رژیم گذشته را هم به خودتان واگذار خواهند کرد. شما می توانید به اقتضای پیری در گذشته هایتان غرق شوید و با آنها زندگی کنید. ما جوانیم و رو به آینده داریم. نیایید، خود می رویم.
انسان دموکرات، متعصب نیست و به اشتباه خود قرار می کند. به اشتباه خود در مورد کاری که با بختیار کردید بهتر است معترف باشید تا همچنان دفاع کنید.



مقاله جالبی بود، خوبی مجنون عزیز، از هوای خوب لذت ببری و موفق باشی