بعد از نوشتن مطلب مربوط به جبهه ملی (نیایید، خود می رویم (سخن و سوال هایی با جبهه ملی ایران))واکنش ها متفاوت بود. ایمیلی از آقای رضا عزیزی نژاد دریافت کردم با مضمون جهت اطلاع و یک پیوست که در آن جوابیه آقای منتظری به استفتا در مورد حکم آقای خمینی در باب جبهه ملی درج شده بوداینجا . در سایت سکولاریسم نو می توانید نمونه دیگر آنرا ببینید اینجا .
البته من نمی فهمم که چرا یک حزبی که خود را سکولار می داند (البته اگر بداند )به دامن آخوند متوسل شده که او بگوید که از نظر دین اسلام اینان می توانند فعالیت بکنند یا نه. اینکه جبهه ملی رفته جلوی آقای منتظری زانو زده, مشروعیت دادن به نهاد دین و خود دین بوده یا نبوده؟ مگر جبهه ملی, نمی خواهد ملی باشد و قدرت سیاسی اش را از ملت بگیرد؟ چطور شده است که جبهه ملی هم داستان شده است با بقیه توصیه های جبهه مشارکت؟
البته گذشته از این که این کار با چه دلیل و چه انگیزه ای صورت گرفته, در بسیاری از مصاحبه ها خوانده ام که جبهه ملی پای مرتد اعلام شدن خود را وسط کشیده است و اینکه چه فشار هایی به آنها وارد شده و شاید این نامه هم با همین دیدگاه منتشر شده است.
بنده مطلع هستم که چه فشار هایی بر جبهه ملی وارد شده است. محض اطلاع بگویم گه اولین تابوت فروهر ها (نمی دانم داریوش فروهر بود یا همسرش)را بنده از داخل آمبولانس در آوردم تا روی دست مردم قرار گیرد. محض اطلاع آقایون جبهه ملی بگویم که بنده زیر تابوت فروهر ها را گرفتم. پس می دانم که چه فشاری بر آنان وارد شده.
مگر جبهه ملی ایران که خود را رهرو را مصدق می داند با مظلوم نمایی می خواهد برای خود مشروعیت و پشتیبانی بخرد؟ تنها کسانی چنین می کنند که از محتوا تهی شده باشند و به علت از دست دادن نبض خواست عمومی جامعه , اقبال عمومی ندارند. ببینید رفسنجانی چه ناله هایی می کند در باب دموکراسی. گیرم که با مظلوم نمایی قدرت را گرفتید می خواهید با کدام حقانیت و مشروعیتی امور را بگردانید؟ در این مملکت آخوندی به که جفا نشده که شما دومینش باشید؟ مگر ملاک تقسیم قدرت مقدار ظلم و جوری است که روا داشته شده؟
مصدق در کتاب خاطرات و تالماتش جمله ای از مادرش نقل می کند که ارزش انسان به میزان شدایدی است که برای مردم تحمل می کند. شما درد مردم ندارید درد آرمان خود را دارید . درد جمهوری دارید.
می گویید طرفدار دموکراسی و برقراری حاکمیت ملی هستید. علاوه بر سوال هایی که در نوشته قبلی مطرح کردم در باب جمهوری خواهی, پرسشم این است که اگر فردا ملت ایران به مشروطه رای دادند و با موضع گیری هایی که شما هم کردید و یک حزب بیشتر برای مشروطه خواهی باقی نگذاشتید ایران را دوباره به یک نظام تک حزبی سوق داده اید, آیا دوباره زمینه استبداد را فرا هم نکرده اید؟ مگر دموکراسی از تعادل قوای نیرو ها حاصل نمی شود؟
باز هم می پرسم شما از کجا به این نتیجه رسیدید که جمهوری خواست ملت ایران است؟ جمهوری چه نسبتی با ملی گرایی دارد؟ چه عنصری در آن می باشد که در مشروطه نمی تواند باشد؟ چطور است که این قدر جمهوری برایتان اهمیت داشته که عمر سیاسی جبهه ملی را پشتوانه ان کرده اید؟
در پایان هم نظر من اینست که هر چه زودتر از چنین رهبرانی و چنین سخنانی برایت بجویید تا اینکه بخواهید بگویید جبهه ملی مگر چه اشتباهی کرده است.
نظریات کريم سنجابي رهبر جبهه ملي در مورد خميني:
” ما با نظریات آیتالئه خمینی که در واقع منعکس کننده آمال و آرزوهای ملت ایران است کاملآ موافق هستیم. آیت اله خمینی شخصیتی است که شاید صدها سال لازم باشد که تا یک مردی به عظمت و بزرگی ایشان در یک جامعه ای ظاهر بشود. “
باید خط فاصله مشخص و برجسته ای با جمهوری اسلامی داشته باشید که دیگران مطمین شوند از درون شما دوباره ج.ا زاده نمی شود. حداکثر نشانه و مطلبی که ارتداد می تواند بازتاب دهد این است که آنان دست رد بر سینه شما زدند و این به این معنی نیست که شما هم چنین کردید یا خواهید کرد.آقایان کاری نکنید که کسی نباشد که زیر تابوت جبهه ملی را بگیرد.
صفحه اول



درود بر مجنون عزیز
چطوری؟ دیدم جمشید لینکی رو تو دنباله به وبلاگت داده بود. کجایی؟ همه چی خوبه؟ از بقیه بچه ها خبر داری؟ منتظر فعالیت دوباره هستیم. یه خبر از خودت بده
درود بر آقا کیا
خیلی ممنون خوبم. خوش آمدی به این کلبه. من هم خوبم مرسی . امیدوارم خودت هم خوب باشی. از بقیه هم خبری ندارم به جز یکی دو تا. باشه.:)