آقای امینی زاده نوشته ای در روز منتشر کرده اند که جای بسی تامل دارد. در مقام فاع از صدای آمریکا نیستم ولی می خواهم به دعوت ایشان لبیک بگویم و انصاف پیشه کنم و نوشتار ایشان را مورد بررسی قرار دهم. آقای امینی زاده به دو جریان جمهوری خواه اشاره کردند که مورد تخریب قرار گرفتند.
۱. نهضت آزادی: اگر ایشان حضور ندارند خواست خودشان است. گفتند که در صدای آمریکا حظور پیدا نمی کنند.این کوتاهی از جانب صدای آمریکا نیست.
۲. در مورد جبهه ملی هم ایشان هم احتمالن مانند بنده که تا دیروز نمی دانستم که این جبهه ملی چقدر بی در و پیکر است، نمی داند که در اینجا هر کسی هم می تواند جبهه ملی باشد هم نباشد. جبهه ملی که یک بار بیانیه می دهد که فلانی عضو هست ، یکی دیگر می آید تکذیب می کند و یکی دیگر می آید تکذیبیه را تکذیب می کند. آخر هم می گویند کار اسراییل و اسب تراوو است. از طرفی یکی از ایشان عضویت دکتر مصدق را هم در جبهه ملی منقضی می داند چرا که می گوید :
اگر کسی اطلس ملی گرایی بپوشد ولی جمهوری خواه نباشد جبهه ملی نیست . اینان خود را جبهه ملی می نامند ولی جمهوری خواهی را مقدم بر آن می دانند. آیا این نشانه عدم بلوغ فکری و سیاسی نیست؟
شرمنده ام که بگویم ایشان مخالف نمی خواهند. اینان با اولین نسیم آزادی و قرار گرفتن در میدان عمل و برخورد با حریف واقعی خودشان، خودشان را نابود می کنند.آنچه که آقایون در نظر نمی گیرند این است که انسان در آزادی درون خود را بیرون می ریزد هر چه که هست ضعیف یا قوی ، پر بار یا بی بار. کافی است این آقایون روزی رسانه جمعی داشته باشند و بیایند اینگونه مواضع خود را علنی کنند, عمر سیاسی شان به ساعتی بند نخواهد کرد.آنچه که در رابطه با جبهه ملی و صدای آمریکا اتفاق افتاد آیینه ای از درون جبهه ملی بود نه تصویر صدای آمریکا.
۳. ایشان می گویند :
گرچه معدودي از کارشناسان با خاستگاه جمهوري خواهي مانند دکتر محسن سازگارا و مهندس علي افشاري در تعدادي از برنامه ها حضور دارند
آقای امینی زاده بهتر است اول یک سوزن به خود بزند بعد یه جوال دوز به مردم. وقتی که خود محتاج در پیش گرفتن انصاف است، چطور است که دیگران را به انصاف توصیه می کند. دکتر رامین کامران ، دکتر مهرداد مشایخی، آقای مهندس بهرام مشیری،دکتر پیوندی، دکتر فرنودی و بسیاری دیگر نه به قول ایشان سلطنت طلبند نه به نظر من مشروطه طلب.
مدتی بود که آقایان سازگارا و علی افشاری از سوی برخی از جمله مهندس سحابی مورد انتقاد قرار گرفته بودند که چرا با صدای آمریکا مصاحبه می کنند. با خواندن این مقاله به این نتیجه رسیدم که تلاش در جهت بیرون کشیدن اینان طرحی بوده در جهت برچسب سلطنت طلب افراطی زدن به صدای آمریکا تا |آنرا بی اثر کنند. کاری که دیگر کیهان نمی تواند انجام دهد آقایان به عهده گرفتند. قبلن هم گفته ام که جمهوری اسلامی دو رکن دارد جمهور که شامل نوگرایان دینی است و دیگر اسلام که کیهان و مصباح یزدی و جنتی و … است. این دو به صورت ارگانیک همدیگر را تغذیه و پشتیبانی می کنند.
تشبیه کردن صدای آمریکا با همه چهره های درخشان علمی و فرهنگی که در آن حضور پیدا می کنند با کیهانی که در آن باز جوهای زندان اوین حضور دارند در درجه اول نیت خود نگارنده را زیر سوال می برد که ایشان از روی غرض ورزی نوشته اند یا واقعن اینگونه می اندیشند؟ البته نمونه های دیگر غرض ورزی هم وجود دارد از جمله اینکه ایشان مشروطه خواهی را به پهلوی طلبی تقلیل داده اند.
من مانند ایشان اینقدر نگران مشروطه خواهی یا جمهوری خواهی نیستم که بخواهم از روی ضعف دست به تزویر ببرم، انتخاب شکل نظام با مردم ایران است و حقیقت رهایی بخش است.نگرانی من تنها تزویر و ریای جبهه مذهبیون است که با تقیه و تزویر و ترور در روزگار ضعف نان می خورند.



مجنون عزیز!
ضمن موافقت با نوشتار شما خودم نیز در این مورد سخن بسیار دارم. اگر فرصتی یابم مفصل در اینباره خواهم نوشت.
ارادت