در یک مبارزه هر دو طرف سعی می کنند طرف مقابل را به جایگاهی سوق دهند که نقطه قوت خودشان است و نقطه ضعف مقابل. تا با اختلافی که بین نیروهای دو طرف بوجود می آید بازی را ببرند و طرف مقابل را به خاک بنشانند. اعدام یعقوب مهرنهاد از این دیدگاه قابل توجه است. شاید ج.ا در صدد این است که با به فاز نظامی کشیدن مقاومت مردمی، مبارزه را به جایی هدایت کند که در آن امکان برد برای خود می بیند. نباید فریب خورد و در تله جمهوری اسلامی افتاد. به این منظور در ادامه مبارزه باید هر چه رساتر جامعه مدنی صدای اعتراض خود را بلند تر کند تا بتواند هم صداهای بیشتری بیابد و نیرو های بیشتری را هم بسته کند. به عنوان نمادی از این جریان همه وبلاگ نویسان را دعوت می کنم به «یاد یعقوب مهر نهاد» مطلبی بنویسند.
فراموش نکنیم هر یک از ما وب لاگ نویسان می توانست جای یعقوب مهرنهاد باشد. فراموش نکنیم که مهرنهاد فرزند ایران بود و هم میهن ما. فراموش نکنیم اگر صدای اعتراض ما بلند بود ج.ا جرات نمی کرد که او را اعدام کند. اگر ج.ا می دید بهای پرداختی اش برای این اعدام بیش از سود آن است هیچگاه یعقوب مهر نهاد را اعدام نمی کرد. اگر می خواهیم جلوی اعدام های بعدی را بگیریم یک راهش این است که نشاندهیم اعدام هایی چنین تنها همبستگی ما را بیشتر می کند و حکومت به هدف خود که النصر بالرعب است نخواهد رسید.در سال ۱۳۷۷ وقتی پروانه و داریوش فروهر کشته شدند یکی از چیزی هایی که آنان را در متوقف کردن این قتل ها مصمم ساخت نتیجه معکوسی بود که از حرکتهای خود گرفتند چرا که زندان های رژیم بعد از هر تششیع جنازه پذیرای جمعی بود.یعقوب مهرنهاد ۲۸ ساله همچنان می توانست پدر ۳ فرزند خردسال خود و هم میهن ما و فرزند با افتخار ایران زمین باشد ، شاید ما کوتاهی کردیم…
ادامه دارد…




درود بر مجنون … خیلی کار خوبی انجام دادی ! امیدوارم این حرکت تداوم داشته باشه … مطمئنا این مناسبترین شیوه واکنش به از دست دادن آن عزیز است … راهش پر رهرو باد … به امید پیروزی آزادیخواهان و اضمحلال مستبدان…جاوید ایران زیبای ما
درود بر شما ، پس لتفن در پراکندن این فراخوان لتفن کمک کنید
درود بر مجنون عزیز!
1- ممنون از مطلب. در بالاترین لینک شد. جدا اعتقاد دارم این اعدام متفاوت از اعدام های اخیر و یک وزن کشی مهم برای رژیم است. اگر دامنه اعتراضات داخلی و خارجی کم باشد شاهد تداوم آن خواهیم بود. علاوه بر پیشنهاد شما پیشنهاد میکنم با ارسال ای-میل به رسانه های فارسی زبان و نهادهای حقوق بشر آنها را در پوشش خبری بیشتر این واقعه دردناک تحت فشار قرار دهیم.
تلاش کردم میلهها را خم کنم
ولی قادر نبودم
تلاش کردم خشتهای دیوار را فرو ریزم
ولی قادر نبودم
مگر جرم عشق چه اندازه درد بود
که در این تابستان خونین
لباس شقایق به تن کردی
مگر تا رهایی چه اندازه راه است
علاوه بر پیشنهاد شما پیشنهاد میکنم با ارسال ای-میل به رسانه های فارسی زبان و نهادهای حقوق بشر آنها را در پوشش خبری بیشتر این واقعه دردناک تحت فشار قرار دهیم.
———————————————————-
خوبه اولاد عزیز
خودت لتفن در مطلبی که برای مهرنهاد مینویسی اینو و اون نکته که اشاره کردی رو مطرح کن.
درود بر مجنون عزیز …
یار دبستانی من به پا خیز …
دوست من، من فکر می کنم که بهتر باشه این لوگو به وبلاگ مهرنهاد، لینک بشه. نظر شما چیه؟
موافقم نظر خوبیه
دهانات را ميبويند
مبادا که گفته باشي دوستات ميدارم.
دلات را ميبويند
روزگار ِ غريبيست، نازنين
و عشق را
کنار ِ تيرک ِ راهبند
تازيانه ميزنند.
عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد
در اين بُنبست ِ کجوپيچ ِ سرما
آتش را
به سوختبار ِ سرود و شعر
فروزان ميدارند.
به انديشيدن خطر مکن.
روزگار ِ غريبيست، نازنين
آن که بر در ميکوبد شباهنگام
به کُشتن ِ چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد
آنک قصاباناند
بر گذرگاهها مستقر
با کُنده و ساتوری خونآلود
روزگار ِ غريبيست، نازنين
و تبسم را بر لبها جراحي ميکنند
و ترانه را بر دهان.
شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد
کباب ِ قناری
بر آتش ِ سوسن و ياس
روزگار ِ غريبيست، نازنين
ابليس ِ پيروزْمست
سور ِ عزای ما را بر سفره نشسته است.
خدا را در پستوی خانه نهان بايد کرد
مهرنهاد، قربانی قصاص قبیلهای
جندالله سربازان عادی را سر به نیست میكند و رژیم جمهوری اسلامی اسیران بلوچ را میكشد. یكی به انتقام دیگری. به سختی میتوان گفت كه كدامین جنایت بزرگتر است. كشتن انسان، هر انسانی، آن هم وقتی اسیر باشد و بیدفاع، وحشتناك است و برای بازماندگان و كسانی كه او را عزیز میداشتند دردناك و مصیبتبار. و كشندگان، هر كه باشند، با این كار جز پاشیدن تخم نفرت و خشونت كاری انجام ندادهاند.
متن كامل را اینجا ببینید:
http://www.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/16458/
خسته نباشید
جمهوری شیطان صفت اسلامی با این کارها فقط گور کثیف خودش را می کند
ما تا آخرین تپش قلب های انسانی با همیم
مانا باشی عزیز…
آنانیکه یعقوب مهرنهاد رااعدام کردند بدانند که با ریختن خون آن جنایت کردند آنانکه در مقابل این جنایت سکوت کنند به خون بناحق ریخته این شهید درراه وطن وملت بزرگ ایران خیانت کرده اند
نمیدونم تا کی می خواهن ادامه بدن فکر نمی کنن مردم ایران بیش از اندازه اگاه شدن و هر چقدر این جنایات بیشتر شود اگاهی مردم وسیعتر می شود
روحش شاد
faghat mitoonam begam ina rooye noghtehaye tasir gozar dast mizaran.rooye adamaye ke mitoonam to manategh mahroom bani farhang o agahi bashand.roohesh shad.hala ye edam dge dar rahe.farzad kamangar
تا چند روز دیگر تاسوعا و عاشورای حسینی را به عزا مینشینیم.
حسینی که مظلومانه توسط شمر در مقابل فرزند خردسالش به قتل رسید.
چقدر سخت است پس از 1500 سال هنوز شاهد حسین و شمر در صحنه اجتماعی جامعه خود باشیم.
دیگر دلم مثل گذشته در این شبها برای حسین نمی سوزد.دیگر اشکی برای حسین نمیریزم.بلکه خجالت میکشم از خودم و جامعه خودم.
عادت کردیم عزاداری کنیم ولی هنوز یاد نگرفتیم به کمک حسین برویم.
یعقوب را چون حسین در مقابل چشمان کودک خردسالش میکشند و از ظلم شمر قصه تعریف میکنند.اینجا کربلاست….هر روز و هرسال صدها حسین کشته می شود و شمرها گردن کلفت تر از گذشته دل مردم را در مجالس عزا به یاد حسین میسوزانند….
هنوز وقت آن نرسیده تا فکر کنیم که چه باید کرد؟
اگر من اشتباه میکنم راهنمائیم کنید…
اما امروز یعقوب مهرنهاد حسین من است…
او پرچم آزادی را برافراشته خواهد کرد…
باور نمی کنید؟
پس خواهیم دید…
امیر-شمالی