در اینجا اولاد گرامی پرسشی مطرح کرده اند که
از خیزش مردمی تقریبن ناامید شده ام. وقتی مردم یک مقاومت مدنی بسیار کوچک و بی هزینه را برنمی تابند صحبت از خیزش و قیام رویایی است. در طرح جمع آوری پرسش نامه های خانوار تقریبا استقبال مردم خوب بود. درحالیکه عدم استقبال از این طرح را میشد نوعی اعتراض و مقاومت مدنی کوچک تصور کرد
——————————————-
درود بر اولاد عزیز
در مورد این موضوع خاص در جریان نیستم که به چه دلیل و چه کسی درخواست داده است که مثلن این فرم اقتصادی را به نشانه اعتراض پر نکنند. ولی به نظرم هر چه که بوده از نطفه عقیم بوده. و نتیجه مستقیمش این بوده که فعالین را مایوس و نا امید از مبارزه مدنی مایوس کند. فراموش نکنید که قضیه هخا نیز از داخل لوس آنجلس در آمد که گفته می شود پروژه امنیتی بوده است. تلاش ج.ا یا هر مستبدی در جهت گسترش سلطه خود و به سر سپردگی کشاندن انسان ها این است که امید های آنان را کور کند. وقتی انسان امید را از دست بدهد دیگر سیاه و سپید برای او یکی می شوند. یکبار این کار را هخا با به سخره گرفتن اپوزیسیون می کند و یک بار قهرمان پوشالی اکبر گنجی. وقتی ملت امید را از دست بدهند و درمانده شوند نتیجش این است که به قدرت رو کنند و او را بپذیرند یا اینکه به گوشه ای بخزند و بدین طریق مستبد زمان برای گسترش خود بیابد.یعنی شکستن روحیه مقاومت ملی
همانطور که گفتم نمی دانم این دعوت از کجا آمده ولی اگر اینجا در آلمان هم می گفتید حکومت قرار است ماهی 500 یورو بدهد ولی شما بخاطر فلان دلیل این پول را نگیرید, این دعوت موفق نمی شد چه به رسد به مردم ایران که هر روز فقیر تر از دیروز می شوند. برای همه کسانی که می خواهند مبارزه مدنی کنند حتمن توصیه می کنم که کتاب «از دیکتاتوری به دموکراسی» اثر «جین شارپ »را بخوانند. در صورت تمایل می توانید کتابچه را از این آدرسها (فارسی - انگلیسی) دانلود کنید.
ولی با این حال فرض کنیم برداشت کلی ات در مورد اینکه در حال حاضر حرکت آنچنانی دیده نمی شود درست باشد (البته من خودم با توجه به اخباری که در این سو می شنوم و مقایسه آن با گذشته نه چندان دور, باور ندارم.) در سوالت این مفهوم پنهان شده است که انتظار داری اعتراضات تدریجی باشد, ولی چنین نیست ج.ا راه ها را بسته است . احتمال زیاد اگر حرکتی شکل بگیرد سیل خواهد بود. سیل هم خاصیتش این است که تنها چند دقیقه قبل از آن با خبر می شوی.
با وجود فرضی هم که در بالا کردیم, سوال این است ما که در خارج از ایران هستیم چه می توانیم بکنیم . در همان پست توضیح دادم که اعتراض به نقض حقوق بشر می تواند فضا و پتانسیل بیشتری را در داخل ایران فعال کند. یکی از چیزهایی که هنوز این حکومت را برپا داشته است این است این حکومت همچنان در ذهن عده ای علارغم غر زدنهاشان مشروعیت دارد (به طور خاص امید بستگان به اصلاح طلبان ). ما مردم صاحبان قدرت سیاسی هستیم این قدرت را هم به حکومت از طریق مشروع دانستن آنها به حکومت واگذار می کنیم. گرفتن این مشروعیت از راه های متفاوتی است یکی مثلن حقوق بشر است که جنایات رژیم را آشکار می کند یکی مثلن مفاسد اقتصادی آنان است. به نظر شما اگر امثال گنجی دهن باز می کردند مشروعیت حکومت در نظر آنان که هنوز در چنبره امثال خاتمی یا اصلاح طلبان به عنوان پایه جمهوریت دروغین نظام گیر کرده اند سلب نمی شد؟ و حکومت بیش از پیش از مشروعیت ساقط نمی شد؟ چرا گنجی نمی خواهد بیش از این مشروعیت حکومت را کم کند و به جای آن شعار سر داده که حکومت ایران توتالیتر نیست؟ توتالیتاریسم شاخ و دم دارد که ج.ا ندارد؟
مردم عادی ممکن است گوشی برای سخن کمی پیچیده من و شما نداشته باشند ولی عدد و رقم و قاتل و مفسد و دروغگو را تشخیص می دهند. کوتاه سخن اینکه امثال اکبر گنجی و سازگارا مبارزه مدنی را به واسطه اطلاعات بیشترشان از داخل حکومت بسیار راحت تر می توانند به داخل مردم ببرند و مردم را به حرکت وا دارند تا آنکه چندین سال در خارج نشسته.
در این وبلاگ کوچک من سه مورد جستوجو فراوان است یکی از آنان عباس پالیزبان یا پالیزدار است. این به این معنی است که برای وبلاگ خوانان این داستان مهم بوده است. اعتراض مدنی بر روی نقاطی شکل می گیرد که برای مردم مهم است نه آنچه که ما فکر می کنیم امور مهمی هستند. بسیار بیشتر از پالیزبان امثال گنجی می توانند افشا گری کنند و دمی در این مبارزات بدمند ولی کلاس قرآن راه انداخته اند. (البته گفتم با این فرض که نظر شما درست باشد)
در ادامه دعوت می کنم که این نوشتار نیک آهنگ کوثر را بخوانید.
من فراموش نمی کنم که تنها حقیقت است که رهایی بخش است و هر آنکه حقیقت را پنهان می کند جز این نیست که آن را به زیان خود می بیند. چنین کسی نه به دنبال آزادی, که به دنبال پهن کردن بساط خود است.



درود بر مجنون گرامی،
ممنون از وقتی که برای پاسخ به کامنت من گذاشتی. باید اذعان کنم توضیحات شما درکل قانع کننده بود. با این حال ذکر چند نکته لازم است:
1- تا آنجا که من میدانم هیچ دعوتی از مردم برای پر نکردن فرم اقتصادی – یه نشانه اعتراض- نشده بود. اما نکته اینجاست که بنظر من اگر خرد جمعی یا حس جمعی – که نخستین و مهم ترین گام در شکل گیری فعالیت های جمعی است- وجود میداشت باید استقبال ضعیفی از این طرح میشد.
2- در مورد گنجی شاید حق با شما باشد ولی بنظرم موضع سازگارا تا حدی متفاوت است.
درود بر اولاد گرامی ، قصد دارم سوالی در این باره از نوری علا بپرسم. اگر پاسخ بدهد آن وقت در مورد سازگارا مطلب روشن تر می شود.
تا اونجایی که من شنیدم و دیدم ، در این تیم، افشاری بازوی جمع آوری نیرو و عمل کننده است. گنجی تیوریسین سیاسی و فکریشون مثلن، سازگارا بازوی اجرایی و لابی گری. بهتر از بقیه زبان بلده و محمد برقعی و چند نفر دیگه بازوی تدارکاتی. تا این حد که من شنیدم سر جذب نیرو بین افشاری و گروه دیگه رقابت هم هست. یعنی عملن بین همین ۴ مثقال نیروی جوانی هم که در بیرون هست تقسیم و تجزیه صورت میگیره. رابطه افشاری با سر دفتر تحکیم و ادوار رو هم که خودت بهتر باید بدونی. ….چپی های گذشته مانند محمد رضا نیکفر هم پشتیبانی می دهند با امثال رادیو زمانه. روز آنلاین هم تو همون طیف هست ولی کمی مستقل تر عمل می کنه. یعنی دارند برای خودشون اپوزیسیون می سازند . شاید علت دیگه ای که گنجی دارد وجود اپوزیسیونرا نفی می کند جا باز کردن برای این گروه هم باشد.
همون داستانی که با خمینی در آوردند، دوباره دارند درمی آورند. در مورد سازگارا حتا یک بار وقتی بوش رفته بوده چک می خواسته بره اونجا ، که آقا اگر کرزای خواستین من هستم بالاخره. البته سفر لغو شد بعدن.
تو بالاترین هم اگر به حرف همون جک و جونورها دقت می کردی، بار ها گفته اند که در نهایت سازگارا هست. این موضع بی پشتوانه نیست (تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها). در این میان منتظری هم هست که فعلن سعی می کنند بهش آبرو بدند و محافظت کنند. بنی صدر هم سازش با این ها و مواضعشون کوکه. سهمش چیه نمی دونم …
البته اولاد عزیز ، تشکیل همچین گروهی مورد بحث نیست. مشکل در عدم صداقت آنهاست. یعنی فراتر از خط مقدم گام برنمی دارند. پشت دست نشسته اند که حرکت به محصول برسد آنان هم میوه اش را بچینند. یعنی به قول خودت جنبشی نیستند.
ممنون از توضیحات.
بلکل از مطالب بالا بی خبر بودم. اگر اطلاعات موثقی داری حتما در اینباره بنویس. گرچه من اینگونه مباحث را در زمانی مفیدتر میدانم که سرنگونی رژیم نزدیک باشد نه حالا که مساله نوع حکومت آینده و حاکمان آن نیست بلکه اصل سرنگونی ج.ا است.
ضمنا نظر شخصی خود من در مورد حکومت آینده ایران مشروطیت است (البته این نوع حکومت ایده آل من نیست بلکه با نگاه واقع گرایانه بنظرم مفید ترین و ممکن ترین حکومت جایگزین ج.ا است).
ببخش که این اواخر کمی مایوسانه می نویسم.