کتاب را میتوانید از اینجا دانلود کنید.
داستان از این قرار است که یکی از مواردی که خوانندگان این وبلاگ با جستوجو کردن در فضای وب به اینجا میرسند، بهرام مشیری است. وقتی با برنامه های بهرام مشیری آشنا شدم، مایل بودم مطالب را مکتوب و جمعبندی شده داشته باشم.
در این میان کتاب «تولدی دیگر» شجاع الدین شفا را خواندم و فکر کردم شاید بد نباشد که آنها را به شنوندگان آقای بهرام مشیری معرفی کنم. در این کتاب بسیاری از مطالبی را که آقای بهرام مشیری در مورد ادیان توحیدی می گوید می توانید بیابید. آقای شفا از معرفی خدا و چکونگی آن در ادیان توحیدی شروع کرده به معرفی پیامبران می رسد. از نقل و قولهای مستقیم از تورات و انجیل و قرآن هم استفاده می کند. مثلن اینکه یهوه خدای قوم یهود نیل تا فرات را به عنوان ارض موعود به ابراهیم در قبال ختنه کردن فرزندانش می بخشد. یا اینکه این خدا بسیار کباب دوست داشته و با پیامبرش ابراهیم آبگوشت می خورد یا با یعقوب کشتی می گیرد, و چون از پس او برنمیاید لگد می پراکند یا یک شب وقتی می فهمد موسی ختنه نشده دنبال و می دود تا او را بگیرد و بکشد و … در مورد داستان پیامبران هم چیزهای جالبی می توانید بیابید مثلن اینکه ابراهیم و یعقوب , زنهای خود را جای خواهرانشان جا می زنند تا شاید بتوانند از قبال توجه به آنها صاحب مال و منالی شوند یا اینکه اصولن موسی و ابرهیم وجود خارجی داشته اند یا داستانهایی در مورد پیامبر .
آقای شفا از آثار دانشمندان عصر روشنگری از جمله ولتر, فروید, اسپینوزا … با ذکر مرجع استفاده می کند. ایشان بخشی از تناقض هایی که در کتب مقدس وجود دارد و روشنگران بزرگ روی آن کار کرده اند اشاره می کند. . نکته در خور توجهی هم که دارد این است که نشان می دهد داستانهای ذکر شده در کتاب های توحیدی از کدام اسطوره های تاریخی گرفته شده است. در بخشی دیگر به نقش ایران در ادیان توحیدی می پردازد. ایرانیان به عنوان خالق سه دین مهر (میترا) , زرتشتی و مانوی بر روی این ادیان موپر بوده اند. آثار به جا مانده از میتراییسم در مسیحیت و زرتشت در یهودیت را بررسی می کند که بیشترآنها مستند به کار پژوهشگران غربی است.
بوجود آمدن یهودیت فرآیندی بوده که با فروپاشی پادشاهی اسراییل آغاز می شود. در زمان سلیمان به دلیل ظلم و جور او از هم می پاشد. قوم یهود به بردگی گرفته می شوند. مدتی در مصر و مدتی هم در بابل توسط بخت النصر (که توسط کوروش آزاد می شوند). خرمندان قوم برای اینکه بتوانند قوم خود را یک پارچه نگه دارند و از خود محافظت کنند و شاید از بردگی نجات یابند داستانهای قومی خود را با اسطوره ها ترکیب کرده و مکتوب می کنند. مثلن در این میان با اسطوره ای به نام ابراهیم خود را قوم برگزیده معرفی می کنند.
بهر حال در ادامه آقای شفا سیری در تاریخ مذاهب می کنند و می رسند به مبحث دین و دانش و مذهب فردا.سپس در مورد ولایت فقیه یک بخش دارند. ایشان می گویند هدف از این مطالب معرفی دینی جدید نیست بلکه آگاهی دادن است. در بخش آخر می خوانیم :

و یا در ادامه :

اما در ارتباط با آقای بهرام مشیری, همواره متعجب بودم که چرا ایشان اسمی از این کتاب ارزشمند نمی برد تا اینکه چندی پیش ویدیویی یافتم از ایشان. در این ویدیو نامه ای از آقای حاج صدر جوادی که در آن بد و بیراه گفته میشود به شجاع الدین شفا خوانده می شود. در مورد شجاع الدین شفا هم می گویند که ایشان عمله استبداد بوده , چرا آن زمان که در حکومت بوده این کتاب را ننوشته و انگیزه شفا در نوشتن کتاب چه بوده و چه ….
من این کتاب را خواندم نشانی از استبداد در آن ندیدم حتا شما هم می توانید آزاد منشی تصریح شده در آن را در تصویر اول ببینید. در جایی آقای شفا در نوع حکومت دموکراسی و لاییک را معرفی می کند. اینکه آقای مشیری از کجا به انگیزه ایشان در نوشتن کتاب پی برده و از این منظر شخصیت شفا را می کوبد من نمی دانم. شاید ایشان انگیزه سنج دارند. نمی توانم دقیقن بگویم که چرا آقای بهرام مشیری چنین می گوید یا چنین عمل می کند ولی آنچه که میتوانم بگویم این است که از این کتاب بسیار آموختم.



تنها اقداماتی که برضداین دولت میشه انجام داد1ممانعت ازخروج کلیه مسولین به خارج ازکشور2افشای چهره واقعی اسلام3
سلام دوست عزیز، خاتمی هم که اعلام کرد میاد، شما نمی خواهید تحلیل در این خصوص بنویسید؟ خیلی وقته که ما رو از خواندن مقالات مفیدتون محروم کردید دوست عزیز.
درود بر ارسلان گرامی
چرا خواهم نوشت , ولی در حال حاضر کمی زود است. طرف مقابل در حال شناسایی واکنش ها است تا استراتژی خود را بر آن مبنا تنظیم کند , بویژه که هنوز تکلیف موسوی و نوری مشخص نیست.
اینکه این مدت ننوشتم دلیلش مشکلات شخصی بود که در گیری های ذهنی زیادی را ایجاب کرده بود. در حال حاضر تا حدودی رفع شده اند و دارم بر می گردم به زندگی.
تا آینده ای نزدیک
دوست گرامی
بنده این برنامه رو دیدم.با افکار جناب مشیری هم بخوبی آشنا هستم .
ایشون روشنفکر واقعی رو روشنفکری می دونند که هیچ مماشاتی با هیچ استبدادی ندارد و کسانی که به هر نحو با استبداد کار کردند و به اصطلاح ایشون “عمله استبداد” بودند رو روشنفکر نمی دونند .
حتی استاد خانلری هم چون با استبداد کار کرد رو هم روشنفکر نمی دونند . گمان بنده هم همینه.روشنفکر کسی است که تعهدش برای مبارزه با استبداد و کمک به نجات ملتش از استبداد به هیچ رو او را متقاعد به همکاری با مستبد نخواهد کرد .گرچه ایشون می تونند در زمینه های دیگر ارزشمند و والامقام باشند .
در مورد جناب شفا هم باید بگویم ایشون با نوشتن تولدی دیگر کار ارزنده ای کردند اما سوال اینجاست چرا اینهمه دیر؟
آیا ایشون با این مفاهیم در اون زمان آشنا نبودند ؟ مرحوم دشتی که بسیار قبل 23 سال معروفشون رو نوشته بودند .
جواب هم مشخصه . جناب شفا در آنزمان چون سیستم حکومت ، مذهب رو به عنوان اهرمی برای تحمیق و بلمعال تسلیم ملت در برابر خود می دید هرگز اجازه نقد و روشنگری در زمینه دین رو نمی داد و جناب شفا هم بعنوان بخشی از سیستم بود . اما آیا ایشون نمی تونستند مثل جناب دشتی در خفا و بدون نام همین کتاب رو در ایران و یا هرجای دیگر 30 سال پیش منتشر کنند ؟
پرویز صیاد در مصاحبه ای که تو برنامه آنکات با امیر قاسمی داشت صریحا اشاره کرد که خطوط قرمز ما برای فیلمسازی اول مذهب بود و بعد دربار .یعنی در برخی مواقع حتی میشد به دربار نقدی محتاطانه داشت اما به دین و مذهب هرگز !
کار ایشون هم اکنون ارزنده است اما فراموش نکنیم که کشور ما فقط گرفتار استبداد مذهبی نبوده بلکه دچار استبداد سیاسی هم بوده و هست .
پس مبارزه ما صرفا نباید با استبداد دین باشد بلکه با تقبیح و رسواسازی هرگونه استبدادی اعم از استبداد شاهنشاهی یا کمونیستی و یا .. راه رو برای توجیه استبداد آینده ببندیم .
زنده باد آزادی
با درود به بیدگانی گرامی
توضیحی در مورد مطلب شما در ایینجا نوشته ام.