آقای دکتر نوری علا مطلب بسیار رسایی در باره رهبری جنبش سبز نوشته اند که خواندنی است. امروزه با توجه به عدم نشان دادن عکس العمل قابل توجهی از سوی اصلاح طلبان در داخل می توان مطالب دیگری هم به آن اضافه کرد اما می خواهم به در سطحی دیگر به اجرای سیاست های این رهبران در تجمعات سبز خارج از کشور نگاه کنم که مشخص کننده بهتری از هویت و استراتژی کلان سبزی ها در لایه های پایین می باشد.
بعد از وقوع تقلب انتخاباتی 22 خرداد, این خارج از کشوری ها هم مانند مردم ایران بیرون آمدند و سعی کردند که اعتراض خود را به همراه همبستگی با مردم ایران نمایش دهند. غیر از قدیمی ها چیزی که در جو جدید ها عیان بود ناپختگی و بی تجربگی سیاسی بود. یعنی کسانی که تا چند روز قبل از آن به فکر این بودند که مسایل ایران را با یک رای و انتخابات در چهارچوب رژیم حل کنند, اکنون در گیر یکی از بزرگترین وقایع سیاسی بعد از انقلاب شده بودند. آنها به یک باره با حقیقتی روبرو شده بودند که قبل از آن خواسته یا ناخواسته با انواع ذهن گرایی و توجیهات بی پایه سعی در ندیدن آن داشتند. در واکنش اول آنان به مواضع قبلی خود یعنی چهار چوبه نظام برگشتند , و گفتند می خواهند همگام با مردم داخل باشند.
از یک سو سیاسی شدن جامعه در این سطح گسترده خوب بوده و هست, ولی آنان برای نسل من (نسل 18 تیر) که سرد و گرم این نظام را چشیده بودند مانند نوجوانانی بودند که تازه وارد دنیای بزرگسالان شده بودند. کمی زمان و تجربه احتیاج داشتند که با بازی های سیاسی درگیر شوند تا پخته شوند.
وقایعی در این میان اتفاق افتاد از جمله سخرانی خامنه ای در 29 خرداد,کشتار 30 خرداد و بعد از آن که داخل کشوری ها را به مواصع جدید و عبور از اصلاح طلبان سوق داد. در این میان آنان که برای تخلیه هیجانات و درد های درونی خود که بر اثر دیدن ویدیو ها آمده بودند کم کم راه خانه را در پی بگیرند. آنان که در ایران بودند در آن شرایط محیطی در یک همگامی جمعی بر ترس خود غلبه کرده بودند ولی اینان (خارج از کشوری ها) همچنان ترسی را که چندی پیش از ایران با خود آورده بودند همچنان به همراه داشتند و این تجمعات کوچک خارج از کشور به اینان کمک نمی کرد که در یک همگرایی جمعی بر ترس خود غلبه کنند. عده ای از اینان به سنگر اینترنت عقب نشستند و عده ای در تجمعات با عینک آفتابی و ماسک هم چنان در خیابان های اروپایی و آمریکایی که امنیت آزادی برقرار است باقی ماندند و مواضع خود را همچنان در همان حد جا به جایی موسوی و احمدی نژاد نگه داشتند.
من روی سخنم با این عده که اکثرن مانند خودم دانشجو هستند و مساله تمام شدن ویزا و برگشت به ایران را دارند نیست. در چند تجربه و بررسی من در لندن, آلمان و اخبار دور بر یک نکته ای را نشان می دهد. این نکته این است که در این تجمعات سبز سازمان دهندگانی هستند که تربیت شده هستند و کاملن برنامه ریزی شده هماهنگ با سیاست های کلی رهبران سبز خارج از کشور عمل می کنند. اینها در دامن زدن به ترس درونی و جدا نگه داشتن خط و خطوط خودشان با بقیه به هر وسیله ای حتا خشونت هم متوسل می شوند.
بر اساس مشاهدات و شنیده ها اینان وقاحت را تا بدانجا رسانده اند که در پایین کشیدن پرچم شیر و خورشید ایران به برخورد فیزیکی و کشیدن پای پلیس محلی شان اقدام می کنند. همواره ادعا هم می کنند که به هیچ حزب و دسته ای متعلق نیستند ولی وقتی اسامی زندانیان را می خوانند و در خواست آزادی آنان را می کنند اسامی حزب مشارکت و سازمان مجاهدین را می خوانند.
آنهایی که در ایرانند تصور کنند 10 سال بعد عده ای به یاد این روز ها جمع شوند و به یاد مبارزات شما و دوستانی که در کنار شما به خاک و خون خفتند , موزیک بگذارند و چند دختر هم بگذارند روی سکو که قره کمر بدهند و برقصند, چه حالی به شما دست خواهد داد؟ آیا به یاد این روزها نخواهید افتاد و نخواهید گفت اینان حتا نمی دانند که موضوع چه بوده؟ این همان احساسی هست که ما در مراسم 18 تیر در خارج از کشور با این سبز هایی که در بالا عرض کردم داشتیم و داریم.
آن طور که دیده و شنیده شده است معمولن چند نفری وابسته وجود دارند که وظیفه خط دهی را بر عهده دارند. اینها یا مستقیم وابسته اند یا از طریق «محلل» های ج.ا مانند فداییان خلق اکثریت , توده ای ها و اصلاح طلبان به خارج آمده در این نوع مراسم ها نقش بازی می کنند.
چرا چنین می کنند؟ چطور است که وقتی مردم در داخل از موسوی گذشته اند و به نظام گیر می دهند , این سبزی های خارج از کشور با تلاش برای کنترل جمعیت سعی دارند بگویند مشکل فقط احمدی نژاد است و خواسته ها را به موسوی محدود کنند؟ وقتی از میان همه حصارهایی که کشیده اند سعی شده با آنان صحبت شود , یک پاسخ در میان آنان مشترک بوده و هست. که ما هر چه مردم می گویند را دنبال می کنیم , از مردم جلوتر نمی خواهیم برویم. در صورتی که کسی نیست امروز نیست که مسایل ایران را زیر نظر داشته باشد و نداند که دیگر مساله جابه جایی احمدی نژاد با موسوی دیگر چندان مطرح نیست.
اکنون هم صحبت از تلویزیونی می کنند که می خواهد آیینه ای باشد که صدای مردم ایران را به خودشان باز گرداند. اما اگر هم اکنون در خبر ها و گزارش های آنان دقت کنید آن بخش از شعار ها و خواسته ها را که با اهداف آنان جور در می آید را بزرگ می کنندو آن شعار هایی را که به عبور از جمهوری اسلامی مربوط است را درز می گیرند. مثلن شعار «مجتبی بمیری, رهبری را نبینی» که همگام است با سیاستهای خودشان برجسته می شود ولی «مرگ بر جمهوری اسلامی» لاپوشانی می شود.
به نظر می رسد تلاش برای حفظ خطوط قرمز سابق در خارج از کشور و کنترل تجمعات به همراه راه اندازی تلویزیون برای جریان سازی از خارج از ایران به سمت داخل ایران در چهار چوب همین خط قرمزها باشد. همانطور که تا کنون قبای مذهبی به تن این جنبش کرده اند اکنون می خواهند در رشد طبیعی جنبش و پوست اندازی آن نقش بازی کنند.
در انتها تکرار می کنم شرم بر آنان باد که برای پایین کشیدن پرچم ملی و تاریخی ایران , پرچم شیر و خورشید , از دست پیر زنان و پیر مردان ایرانی , دست به دامن پلیس بیگانه می شوند.
————————————-
پ.ن 1 : وقتی به دوستی در داخل ایران برخی از وقایع خارج از کشور را می گفتم بسیار تعجب می کرد و باورش نمی شد. وقتی او چیز هایی از متن جنبش می گفت من بر اساس تصویری که از ایینجا دیده ام تعجب می کردم. این شد که تصمیم گرفتم بنویسم تا حداقل فاصله از یک سو کم شود.
پ.ن 2: محض اطلاع , احزاب یک پرچم حزبی دارند و یک پرچم ملی که این دو یکی نیستند. پرچم شیر و خورشید پرچم ملی مشروطه خواهان, مجاهدین خلق , جبهه ملی ایران , حزب ملت ایران و … هست. این پرچم به این معنا نیست که کسی به این احزاب (جمهوری خواه یا مشروطه خواه) وابسته است. اگر پرچم حزبی یک حزب را کسی بلند کند می تواند معنایش وابسته به حزب بودن باشد.



پرچم شير و خورشيد را پايين نكشيد / نگاهي به تجمعات سبز در خارج از كشور (اروپا)
http://balatarin.com/permlink/2009/7/12/1656665
Salam hamvatan khili khob bod khoshhalam ke hamfekranam kam nistan va roz be roz iranian bidar va bidartar mishavand mamnon az roshanbinit va mamnon az roshan kardane afkare javanan movafag bashy va be omide azady vatan
emroz sohbat az pacham nist ,ama demokratie in ejase ra nemidahad ,ke chenin shavad .aghar kasi in kar ra bekonad ,bayad bedanad ke eshtebah mikonad ,ghereftane yek parcham az har noee an az daste fardi salmand ,be in harkate mardomi zarbe khahad zad.,mohem bodan an fard ,dar in lahze hasase enghelabe sabz ,dar miane in jamaat bodan ast ,ke omidvaram ba shokohe bishtar barghozar ghardad.
zende bad azadi
من درود می فرستم بتو عزیز واگاه و مخواستم از ته دلم برای شما جوانان عزیز که دل در ره میهن کذا شته اید وتا اخر هم خواهید ایستاد سپاس وتشکر کنم و سعی کنید بیشتر مطالب بنوسید بسیار به دل منه جوان اول انقلاب نشست فقط متوننم بگم عزیزم سحر نزدیک است درود بر ازادی زنده باد دمکراسی جاوید سرزمین من و تو قربانت گلپا 13 7 2009
من اصلاً با وبلاگتون آشنا نیستمو نمی دونم مواضعتون چیه
ولی باید اینو بدونین که پرچم شیرو خورشید نماد سلطنت طلباست و من به شخصه به هیچ وجه حاضر نیستم کشورو به دست سلطنت طلبا بدم ، چون مشکل من اسم ولی فقیه یا پادشاه نیست ، مشکل من تمرکز قدرت ، مشکل من دیکتاتوری چه شاه ، چه رهبر
ببخشید به جای شعار دادن بد نیست یه کم هم بخونید. شاید چیزی یاد گرفتید. پانوشت 2 رو بخونید, چهار حزب نام بردم که سه تاشون جمهوری خواهند.
کی گفته پرچم شیر وخورشید برای سلطنت طلباست،یک مقداری تحقیق کن راجع به یه موضوع بعد بیا اینجا اظهار فیض کن
جاوید سرزمین مهر ودرود بر همیهنان عزیزم
doostaane aziz, lotfan fekr nakonid agar man e noee az dast nagereftane parcham hemaayat mikonam dalil ine ke nemidoonam in parcham az koja oomade ya hoviate meli e ma ba in parcham neshoon dade mishe, baraye oon daste az azizani ke migan in parcham male saltanat talab haast ham begam ke parchame saltanat talabha balaye sare shir bayad taaj dashte bashe.
ama torokhoda tavajoh konin ke bachehayee ke too Iran dastgir mishano ba zadane vasleye ZEDE NEZAM beheshoon ta sar hade marg shekanje mikonan. dalileshoonam ine ke bebinin kia daran az shoma tarafdari mikonan, bebinin ki koja dar defa az shoma harf zade, ki dare pool jam mikone website o TV baratoon raah bendaze ya bebini che parchamaee dasteshoone.
oon jaladaye tooye zendan ke hoviate melli o parchame saltanat talab o gheire saltanat talab halishoon nist. oonan ke axaye shomaro dastaaviz gharar midan baraye shekanjeye bishtare bacheha tooye Iran.
yekam fekr konin torokhoda, agar nemitoonim komak konim la aghal mojebe aazaare bishtareshoonam nashim.
mamnoon
در چند کامنت قبلی این توضیح را دادم که به نظرم این استدلال مردوده. اونا نمی بینند که کی چه کرد بعد بر چسب رو بهش بزنند. اونها برچس باشون از قبل آماده هست . یعنی 30 سال که اینطوریه. با درگیر شدن بخش بزرگتری از همین خارج از کشوری ها , کارهای بسیار مفید تر برای داخلی ها انجام خواهد شد.
ببخشید به نظر من این پرچم کشی ها نفض غرض است. این جنبش اخیر از داخل کشور شروع شده. رای مردم را دزدیده اند و این جنبش برای پس گرفتن آن رای است. خیلی خوب است که حتی کسانی که در خارج از کشور رای نداده اند از این جنبش حمایت می کنند. اما این مال خود کردن و خود را مطرح کردن و پرچم کشی های رنگارنگ جز اینکه باعث شود مردم داخل ایران متهم به براندازی و برخورد شدیدتر شود هیچ سودی ندارد. اگر هم وطنان ما دلشان برای این جنبش مردم ایران سوخته- حالا که چشم جهان به این حرکت است- بهتر است بجای احساس مالک بودن و عرصه ای برای خود مطرح کردن, پشتیبان آن باشند/ با اتحاد و دنبال روی از همان شعارها و نشان دادن مشخصات این حرکت. “رای من کجاست” معنی مشخصی دارد. همراه باشیم نه از آب گل آلود ماهی بگیریم.
و این جنبش برای پس گرفتن آن رای است.
——————————–
خوب این هم نظر شماست , یعنی اینکه شما دارید خواست خودتون رو در اون می بینید . یک سری هم می گویند نه جنبش از ابطال انتخابات فراتر رفته است. و می گویند که باید صدای آنان در خارج باشند و بعضی ها هم چنین تفسیر می کنند. بر این اساس آن طور که شما اسمش را می گذارید آب گل آلود ماهی گرفتن آنها هم کار شما را می گویند تلاش برای حفظ ج.ا (نمی گویم الزامن شما اینگونه هستید). و داستان از اینجا شروع می شود. حرفی که زدم این است که یک نقطه مشترکی پیدا کنیم که بتوانیم در کنار هم بایستیم. برای این منظور آن سازمان دهنگان خاص بکه مانع این همگرایی ها هستند باید شناخته شوند و بعد هم بقیه مطالب. در مورد اتهام بر اندازی هم در کامنت بالا گفتم. اینکه فلان کس فلان پرچم را در فلان کشور اروپایی بالا بگیرد نقشی نداشته و نخواهد داشت. آنها روشهای خاص خودشون رو در هر حال استفاده خواهند کرد که وابستگی های سازمانه افراد را در هر ال مشخص کنند.
I am not in favor of Kingdom or shah at all, and I do not want them to come back to the power but I love the our flag with Lion and Sun, it is great and better than having the ARABIC logo in the middle. I do not think Shiro Khorshid is for shah or Kingdom. We can have OUR FLAG with Shir o Khorshid but in a democratic country. I think one of the worse things that this regime did was that they changed our flag, that was our flag not shahs. Any way he was gone and his government too on the flag was not says shah!!! Was it?
For me that is my flag and I do not want shah back.
I am sorry, I just noticed a few mistake in my note, unfortunately I can not edit it.
با سلام
راستش رو بخواین این موضوئی که من خیلی بهش فکر کردم و با حرفهای شما راجع پرچم زیاد موافق نیستم، اول اینکه این جنبش جنبش مردمی هستش و حزبی توش دخیل نیست، شاید احزبی یه وقتایی موج سواری میکنن ولی دخلت مستقیم نداران، پس حمل پرچمی که نشانه یکسری احزاب خاص باشه رو اصلا ضروری نمیبینم. از طرفی کاملا قبول دارم که این پرچم به ناحق بعد ج ا عوض شده و پرچم رسمی ایران هستش. ولی تو هر شرایطی باید باهوش عمل کرد، حمل پرچم در راهپیمایی شناسنامهٔ راهپیمایان رو مشخص میکنه و از آنجائ که ج ا همش دنبال این هستن که منکر قضیی مردمی بودن جنبش بشه، بنظر من تو این مقطع هر چیزی غیر از رنگ سبز، که الان دیگه رنگ جنبش و به موسوی ربطی نداره، به صلاح جنبش نیست. در ضمن راجع اسامی زندانیای سیاسی کاملا موافقم یکمی دارن از یسری بیشتر طرفداری میکنن
خیلی خوشحال میشم بازم نظر بقئ رو بدونم
حمل پرچم در راهپیمایی شناسنامهٔ راهپیمایان رو مشخص میکنه و از آنجائ که ج ا همش دنبال این هستن که منکر قضیی مردمی بودن جنبش بشه، بنظر من تو این مقطع هر چیزی غیر از رنگ سبز، که الان دیگه رنگ جنبش و به موسوی ربطی نداره، به صلاح جنبش نیست.
——————-
اگر منظورتون در داخل کشور هست که من اصلن در این مورد نظری ندارم فعلن.
اگر منظورتون در خارج از کشور هست که فرقی نداره, اونها برای سرکوب برچسب های مختلف مثل انقلاب مخملین یا وابسته به بیگانه بودنشون … رو خواهند زد که بتونند سرکوبشون رو بکنند . اینکه زندانی یا مردم چی می گند نقشی نخواهد داشت. نمومه هاش رو هم دارید میبنید. در حال حاضر ج.ا از یرچسب اپوزیسیون نمی خواد استفاده کنه چون باعث مطرح شدن اپوزیسیون در سطح جامعه میشه. فرض کنید مثلن اپوزیسیون هم این کار را در خارج نکنه , فردا ج.ا بخواهد از این برچسب وابسته بودن به اپوزیسیون هم استفاده بکنه فکر می کنید زندانی بگه نه من وابسته نیستم , میگن بفر ما برو؟
در ضمن مگه ج.ا یرچسب کم داره که ما بخواهیم نگران این باشیم که در فلان کشور فلان کس چه کرد.بعد ج.ا بگه آهای تو که آمدی خیابون به اونی که در مثلن پرچم فلان رو بلند کرده وابسته ای.
من البته نه توصیه می کنم که اپوزیسیون بکنه یا نکنه , خودشون میدونند . من فکر می کنم مساله ای وجود داره که باید حل بشه.
همونقدر که شما فکر می کنید تحلیلتون درسته اونها هم همین فکر را می کنند, پس کسی نمی تونه بگه آقا تمام و کمال نظر من باید بشه. باید بتونند بر روی چیزی توافق کنند.
قابل توجه کامنت گزاران
کامنتهایی که محتوی فحش ، برچسب زنی ، مطلب نامربوط به این نوشته باشد، منتشر نخواهد شد.
چند کامنت هم هست که بعد از بررسی خواهم گذاشت.
man harfe shomaro kamelan ghabool daram ke ina barchasb amade daran o akharesh yek bahane baraye sarkoob o shekanje peyda mikonan, ama soaal injaast ke aya ma ham bayad bahane dasteshoon bedim? aya masalan mojahedin bayad axe dastgir shodegaan o shahidane jonbesh o bezaran kenare dasteshoono bar alayhe jomhoorie eslaami harf bezanan bain estedlaal ke ina belakhare barchasbe zede nezam mizanan be zendanian, ma chera harfemoono nazanim? aya vaghean fekr mikonin mardomi ke dakhele Iran in jonbesh ro shoroo kardand ba in kar movafeghan? fekr mikonin taeed mikonan fesharha rooshoon bishtar she chon ye edde khareje keshvar mikhan harfhaaye nazadeye 30 salashoono bezanan? doostaane aziz, eteraaze vaghe’ee ro roodar rooye regime bayad anjaam dad, harvaght shoma tooye khiaban haaye tehran parchame shir o khorshid dastetoon gereftin ma ham sare tazeem dar moghabele shoja’atetoon forood miarim, ama ta vaghti inja darim be door az har khatare jaani o maali zendegi mikonim, hagh nadarim khodaye nakarde baes beshim hatta sare soozani feshar, shekanje va er’aab rooye azizanemoon tooye Iran bishtar she.
faseleye mordan va zende moondane zendanian faghat yek lagade, vay be ma agar hengaame zadane akharin lagad esm, tasvir ya harkate ma bahane va dastaavize shekanjegaran bashe.
hamin
bahs bar sare parcham bode , eenke bebarid bozorgesh konid be kara ya bahre bardari haye dige nesbat bedin be een masale rabti nadare.
yaa een ghadr bozorgesh mikonin ke shalvar az paye taraf dar miadd aaberosh mire , yaa eenghadr tangesh mikonin ke toye paye taraf nemire va taraf majbore bi shalvar to khiabon raah bere. mikhahid raahe hal peid akonid ya chizi ro sabet konid? man dovomish ro nistam.
Ba Salam,
Kholaaseh arz konam ke
1-man parchame shiro khorshido be onvaneh neshane MELLI ghabool daram. Vali hanooz nemifahmam chera alan bala raftanesh to in mogheyat moheme. Aya khasteh maa alan avaz shodaneh parchame?
2- man too london vaseh tajamo ha miram, va hameh kesani ke in parchamo boland mikonan ya Mojahedin hastand ya Saltanat Talab pas benabarin hadeghal to london ke man azash khabar daram hich goroohe democratici in parchamo nemigireh
Khoob bashid .
1 متن رو که بخونین صحبت بر سر این نبوده که پرچم شیر خورشید باید بلند کرد یا نه , اما پایین کشیدن پرچم اول در قالب یک جریان کلی تر نگاه شده و دوم برخورد زشت سبز ها در این رابطه بوده.
2. امید وارم رفته باشید در قسمت اون ها با هاشون حرف هم زده باشید بعد این نظر را داده باشید. چون من صحبت کردم آدم مستقل هم دیدم
اینکه کی پرچم رو دستش میگیره و کی نمی گیره, چیزی رو هم توجیه نمی کنه
[...] نگاهی به تجمعات سبز در خارج از کشور (اروپا) آقای دکتر نوری علا مطلب بسیار رسایی در باره رهبری جنبش سبز نوشته [...] [...]
1. من صحبتی از فقط نکردم. بنابراین تذکرتون ناوارده
2. مثل ج.ا برچسب می زنین. مجاهدین …
3. از انتشار پیامتون معذورم
خوب راستش این بحث خوبی است که شروع کرده اید و ممنون که نحوه ی نقد را طوری میگردانید که نظرات مختلف گفته میشود. این مشکل الان دامن گیر خیلی از شهرها شده. چند نکته را من بگویم:
1) برخورد خشونت آمیز یا توهین آمیز از هر گروهی بنظر من اشتباه ست. حداکثر کاری که باید کرد به نظر من این است که راه را جدا کرد. می شود رفت آن ور خیابان.
2) برداشت من از جنبش داخل کشور گرفتن حق در چهارچوب نظام فعلی است. درست می گویید این برداشت من است. دیگری ممکن است فکر کند الان مطالبات برای تغییر نظام است. دلیلی که من دارم آنچه است که در خبرها دیده ام. محتاطانه حرف میزنم چون نمی خواهم قیم کاری که مردم ایران می کنند باشم. یک رسم خوب اینجا برای توافق رسیدن قبول قسمت مشترک خواست همه است و به گمانم مخرج مشترک این خواستها می شود همان خواست حداقلی “رای من کجاست”.
3) آن مقدار که من شخصن دیده ام متاسفانه رفتار پرچم به دستان رفتار “مال خود کردن” و “قیمانه” بوده. در بعضی موارد همراه با توهین و تهدید. می خواهند سکان امور را بگیرند. انگار حق آنهاست. انگار بهتر بلدند. شعارها را به جهتی میکشند که خودشان می خواهند. من فقط در یک شهر زندگی می کنم و چند راهپیمایی دیده ام و طبعن پر سر و صداهایشان را دیده ام. دوستان من از شهرهای دیگر هم همین را گفته اند.
4) کوچک ترین بهانه ای دادن هم خطر دارد. درست است که آنها تهمت هایشان را میزنند اما اپسیلنی بهانه دادن بیشتر با جان دربندان بازی کردن است. این به نظر من کمال بی مسولییتی است. به عبارت دیگر باید نگاه کرد معادله منفعت/ضرر پرچم کشیدن برای هموطن دربند داخل ایران چقدر است: آوردن پرچم چه گشایشی برای او می کند یا جانش را بیشتر به خطر می اندازد؟ این همان حرفی است که مردم ایران به اوباما می گویند: مواظب باش حمایتت طوری باشد که باعث دردسر بیشتر نشود.
امیدوارم همه این حرفها باعث همدلی بیشتر بشود بین همه ما.
. موافقم
۲. نه تایید می کنم نه قابل پذیرش است.
۲.۱-شما به رهبران سبز مثل مخمل باف در خارج هم که نگاه بکنید، امروز دیگر می گویند مردم از موسوی گذشته اند.
۲.۲- ابطال انتخابات تموم شد. شما هم بخواهید تمام شد. قانونن تمام شد.
۲.۳- آنهایی هم که نظر شما را رد می کنند، استناد به همان اخبار می کنند. جامعه شناس و سیاست مدار و …هم در بینشان هست.
۲.۴- موضع سیاسی عقب گردانه گرفتن همان قدر مضر است که جلو افتادن.
۲.۴- اگر موضع سیاسی هماهنگ کسی نمی تواند اتخاذ کند ،برای حمایت از مردم ایران الزامن مجبور به موضع گیری سیاسی نیست، می تواند از حقوق بشر از جمله زندانیان سیاسی دفاع کند. ولی نمی تواند به بقیه بگوید که چه کنند.
۲.۵- فرق است بین پذیرفتن دیگران آنگونه که هستند و تایید کردن شان ، حال چه مواضع سیاسی باشد یا غیر. پذیرفتن اشخاص به معنی تاییدشان نیست.
۳. من چیز دیگر دیده ام. بعضی مسایل محلی است، چون فرق است بین جامعه ایرانی اروپا و آمریکا.
۳.۱- در مورد قیم مابانه بودن آنها هم همین را می گویند وقتی شما می گویید که درخواست مردم برای بازپس گرفتن رای است. بهتره به قضاوت ننشینیم.
۴.خوب اگر این طوری فکر می کنید، به نظر من اصلن بیرون نیایید بهتر است. هر کاری که بکنید به واسطه خارج بودنتان توسط رژیم می تواند تعبیر به همکاری با خارج شود.
—————-
درست است که آنها تهمت هایشان را میزنند اما اپسیلنی بهانه دادن بیشتر با جان دربندان بازی کردن است
———–
دقت کرده اید این جمله شما با خودش تناقض دارد. وقتی آنها اتهام خودشان را می زنند و منتظر بهانه نمی مانند، بهانه دادن دیگر چیز بی معنی است.
اما در مورد پرچم ، حرف شما درست حرف آن طرف هم درست. بالاخره قایل به این نیستید که همه مثل هم باید فکر کنند، فرض کنیم او بپذیرد که پرچم حزبی اش را نیاورد و فقط پرچم ملی اش را که نشان دهد ج.ا نمی خواهد، سبز ها چه قدم متقابلی بر می دارند؟
تفکر آزاد گرامی
با سپاس ازشعر شما , آنرا در پستی جدید منتشر کردم