به مناسبت سالروز ترور دکتر شاهپور بختیار
تصور کنید که روزی کنار پنجره ایستاده اید و و یک چند نفری در خیابان همسایه شما را می کشند و فرار می کنند. همسایه های دیگر می آیند و می بینند که جنازه وسط خیابان و شما کنار پنجره ایستاده و شاهد ماجرا بوده اید از شما می پرسند: که بوده؟ چه شکلی بوده است؟ سکوت می کنید یعنی اینکه اصلن نشنیدید. باز می پرسند که بوده ؟ می گویید حالا قاتل اشتباهی کرده, شما بیخیال شوید دیگر آدم نمی کشد.
(داستان را همینجا نگه داریم آیا به نظر شما دادن همچین جوابی می تواند در تصور بگنجد؟ جوابی که برخی سیاستمداران امروزه می دهند. می بینید که اگر لعاب و قالب سیاستمداران امروز را از کلامشان برداریم پاسخهایشان چه سخیف نظر می آید و چه عمقی از سقوط را در گوینده را نشان می دهد)
برگردیم به داستان , به هر حال شما به هر ترتیبی که هست از دادن جواب طفره می روید. چند روز بعد این قاتل یکی دیگر را در خیابان بالایی می کشد. می آیند به شما می گویند که بوده, هیچ نمی گویید و …
به نظرتان شما با جواب ندادن به پرسش و هویدا نکردن هویت قاتل دارید از چه کسی حمایت می کنید؟ از قاتل یا مقتول؟ از جامعه؟ از همسایه؟ از خودتان؟
این داستان را مقایسه کنید با اصلاح طلبان حکومتی که هرگاه راجع به قتلهای واعدامهای 67 و ترورهای سیاسی از آنها سوال شده تنها کاری که نکرده اند پاسخ دادن به پرسش بوده است.
پرسش اینجاست که اینان به راستی از چه کسانی دارند حمایت می کنند؟ از یک سری قاتل؟
چرا حمایت می کنند؟ آیا اینان را به آن قاتلان نیازی هست؟
آن قاتلان چگونه باید لطف سکوت کردن اینان را در آینده جبران کنند؟
در نگاه به مساله اعدامها و ترورهای سیاسی در دوره ج.ا هرچند نگاه انسانی و حقوق بشری در صدر است در کنارش مساله سیاسی هم مطرح است. این آقایان با سکوتشان در واقع یک سنگری ساخته اند که در پناه آن قاتلان و جانیان پناه می گیرند. مساله تنها شخص موسوی یا کروبی نیست مساله این است که اینان نماد جریانی هستند که این قاتلان را در خود استتار کرده اند. برای چه چنین می کنند؟ آیا آنان به حفظ قاتلان نیاز دارند؟ آیا آنان می خواهند که یک سری قاتل دوباره در قدرت سیاسی ظاهر شوند؟ یا گیریم که هم در ساختار قدرت سیاسی نیایند آیا این جریان نوگرایی دینی برای حفظ قدرت سیاسی خود در آینده به داشتن دو جفت از این قاتلان در پس پرده نیازی دارد؟
آیا ما مبارزه می کنیم که جای قاتلان امروز را با قاتلان دیروز عوض کنیم؟
چطور می شود که قاتلان دیروز افشا و رسوا نشوند و قاتلان فردا بخواهند احساس ناامنی کنند؟ با هویدا کردن اینان, سیاست مداران آینده به خود اجازه آدم کشی ندهند.
افشا و رسوا نکردن اینان, زیر پا گذاشتن انسانیت و حق حیات انسانی توسط اسلام گرایان است.
افشا و رسوا نکردن اینان, زنده نگه داشتن ماشین ترور و سرکوب توسط اصلاح طلبان است.
آیا آنان می خواهند هر جا که کم آوردند با عقب نشینی تاکتیکی این قاتلان میدان دار شوند؟(سابقه تاریخی که هست)
افشا و رسوا نکردن اینان, ایجاد حاشیه امن برای قاتلان و بازگذاشتن مسیر برای حضور قاتلان در عرصه قدرت در آینده است.
افشا و رسوا کردن اینان یک حلقه در توقف چرخه خشونت است. عدم خشونت با کتمان کردن حقیقت به تحقق نمی پیوندد بلکه هویدا کردن مساله و مواجه با آن و درمان آن می باشد.
حلقه دیگری از توقف چرخه خشونت , لغو مجازات اعدام است.


خوشحالم که دوباره مینویسید. مثالتان بجا بود.بعضی از اینها مساله گذشت یا عفو عمومی (برای آرامش جامعه) و امثالهم را با لاپوشانی خلط کردهاند. گذشت و عفو پس از شناسایی ( و محاکمه) مجرم مطرح است نه پیش از آن