اگر گروههای سیاسی عمده امروزی در شرایط امروز که نه به داراست و نه به باراست نتوانند دور هم بنشینند و چایی بخورند, فردایی که ج.ا برود و مساله تقسیم قدرت در میان بیاید دور از واقعیت نخواهد بود که فکر شود امکان زد و خورد و دشمن نگری به همدیگر بیشتر بشود. برای حفظ مملکت و یکپارچگی ملی سمی مهلک خواهد بود اگر بخواهیم دعواهای 32 ساله این گروهها که وزنی تاثیرگذارهم دارند را نادیده بگیریم.
این گروهها برای جلب اعتماد و اثبات عملی دموکراسی خواهی شان باید به جامعه بتوانند نشان دهند که در عمل هم به دموکراسی پایبند هستند. این منظور با گفت گوهای پشت پرده نمایندگان این گروهها محقق نمی شود. برای روشن کردن این مضمون, می شود این پرسش را مورد بررسی قرار داد که چرا پشت پرده مذاکره می کنند؟
یکی از دلایل محتمل این است که برخی گروهها ممکن است فکر کنند که اگر گفت گوهای خود را به اطلاع عمومی برسانند هواداران خود را از دست بدهند یا کم بشوند یا در انسجام آنها خللی وارد کنند. این دلیل توجیه پذیر نیست. چرا که نشان از این دارد که این هواداران انها از دیدگاه نفی دیگری (و نه از سر آنچه که این گروهها ارایه می کنند) هوادار هستند و این دیدگاه مانع پذیرش یکدیگر بعد از فردای پیروزی هم می شود. برای اینکه این هواداران مهار شوند خود رهبران و سران این گروهها, به جای معتبر دانستن رویگردانی این هواداران, باید پا پیش بگذارند و برای هواداران خود الگویی از مدارا و دموکراسی شوند. از سوی دیگر این واکنش بخشی از هواداران نشان از ترس و عدم اطمینان درونی آنها را نیز نمایش می دهد که خود منشا استبداد و دیکتاتوری است که بدین ترتیب می تواند مورد چالش قرار بگیرد.
یک ثمر دیگر نشستن و با هم دیگر دست دادن و چایی خوردن در منظر عمومی این است که فردای پیروزی دیگر گروهی به آسانی نمی تواند دیگری را دشمن قلمداد کند و کمر به حذف غیردموکراتیک دیگری ببندد. چرا که در ذهنیت جامعه این مراوده قبلی نقش بسته است و هرگونه تمامیت خواهی و رقابت غیرسازنده به راحتی پتانسیل عمومی شدن نخواهد داشت و همراه با تضعیف شدن مشروعیت خود تمامیت خواهان همراه خواهد بود.
نکته دیگری هم ممکن است بخواهد ادعا شود که حتا در نظام های دموکراتیک هم شاید رهبران حزب های مختلف چنین رفتاری نکنند. باید در نظر گرفت که که گروههای اپوزیسیون ایرانی در داخل چهارچوبه یک نظام دموکراتیک قرار ندارند که اگر فاصله آمیخته به ایدیولوژی, احساسات و گذشته شان به شکاف و گسل و در نهایت زد و خورد منتهی شد مکانیسمی برای تنظیم روابط و برقراری آرامش وجود داشته باشد. از این رو باید وضعیت خود را در مرحله ماقبل استقرار دموکراسی ارزیابی کنند.
یک دلیل محتمل دیگر می تواند مساله ج.ا باشد. مثلن اینکه اگر گروه های مشروطه خواه, مجاهدین خلق و اصلاح طلبان سابق و قومها و … با هم و دور هم بنشینند ریزش درون ج.ا کند یا مختل شود. این مدعا نیز مورد پذیرش نیست چرا که اگر نیروهایی در داخل ج.ا بخواهند ریزش کنند یکی از مهمترین فاکتوهایشان طلب عفو و بخشش در قبال همکاری شان با اپوزیسیون خواهد بود. با دور هم نشستن گروههای مختلف که در این 32 سال کم و بیش دشمن خویی را پیشه کرده بودند این پیام و تضمین عملی به آنها داده خواهد شد که این گروهها توان بخشش و عفو را دارند و به دنبال انتقام جویی نخواهند بود. اگر بعد از دور هم نشینی هم کسی یا کسانی بخواهند به دعواهای قبلی استناد کنند باید بر سر این موضع ایستاد که در دموکراسی راه حل و فصل دعوا گفت و گو است و گفت و گو با کسی الزامن به معنی تاییدش نیست بلکه پذیرفتن وجود است.
برای برقراری این شورای ملی راههایی موجود است اما قبل از آن باید اشخاص سرشناس و رهبران گروهها باید تشکیل این شورا را بپذیرند. برای اینکه بپذیرند می توان اینگونه عمل کرد که جنبش را فعال کرد بعد لحظات حساس که نزدیک شد امیدوار بود که اینان به صورت انتخابی یا انتصابی دور هم جمع بشوند. این راه دو مشکل دارد یکی اینکه در دوره قبلی چنین چیزی اتفاق نیافتاد هر چند که در پشت پرده گفت و گوهایی در جریان بوده است. دومین مشکل این است که اگر اینان نه از روی اختیار که از بابت اضطرار شرایط بخواهند دور هم جمع شود نشان می دهند جز حرف زور و اضطرار حالی شان نمی شود (خاصیت مستبدین است). مشکل این است که هر چه به سقوط ج.ا نزدیک شویم از انجا که این اضطرار کم می شود پیوندهای بین آنان هم سست می شود و دیگر کارایی خود را به عنوان هسته ای که بخواهد در میان بل بشوی دگرگونی یکپارچگی ملی را حفظ کند از دست می دهد. بعد از سقوط ج.ا هم که شرایط اضطرار به کل از بین رفته است دوباره برمی گردند به جایی که در این 32 سال بوده اند.
راه دیگر این است که فعالین هر گروه سیاسی از راهی که موثر است رهبران و اشخاص سرشناسشان را وادار* کنند که مذاکراتشان را علنی کنند تا به سوی تشکیل یک شورای ملی بروند. این فشار چون از درون گروهها سرچشمه می گیرد ایرادات بالا را نخواهد داشت و از طرفی هر کسی را هم که حاضر به تن دادن به قواعد دموکراسی نباشد را هویدا خواهد کرد و زمینه را برای ظهور رهبران جدید را در داخل همان مجموعه ها فراهم خواهد کرد. در پیش گرفتن این راه مستلزم این است که بر شخصیت شیفتگی خود غلبه شود.
—-
واژه «وادار» نادرست است, به جایش تشویق و ترغیب می باشد. *


agree 100%